تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
نگاهى كرد همچون نگاه كسى كه مىخواهد درباره امرى نظر خويش را ابراز دارد كه از او چنين چيزى خواسته شده است . « 68 » پس از آن كه انديشه شيطانى در سر او پخته و پرداخته شد ، حركت خود را براى بهره‌بردارى و عرضه كردن آن انديشه آغاز كرد تا چنان باشد كه بيشتر در جانهاى ديگران كارگر افتد ، و در اين هنگام بود كه همه حركات و رفتارهاى او آكنده به نشانه‌هايى از خشم / 85 و كينه نسبت به رسالت و رسول اللَّه ( ص ) بود .
ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ
- و سپس اخم كرد و ترشروى شد . » اين مظاهر خارجى و جز آنها نمودارهايى از حالتهاى نفسانى از كينه و عناد است كه قرآن آنها را بنا بر روش تصويرى بديع خود مجسم مىسازد ، و بنا بر طبيعت موجود در آدمى بر ظاهر او با علاماتى آشكار مىشود ، تا آن حد كه روانشناسان مىگويند كه درون آدمى را مىتوان از آنچه بر ظاهر او آشكار مىشود خواند . و در حديث شريف از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است كه گفت : « هيچ كس چيزى را در دل نهان نكرد ، جز آن كه در سخنان بىانديشه‌اش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار » . « 69 » قمى گفته است : عبوس براى چهره است و بسور شيوه بيان و دهان ؛ « 70 » و از قتاده نقل شده است كه گفت : پيدا شدن پيچيدگى ميان دو چشم است و عبوسى چهره ، « 71 » و در فقه اللغه ثعالبى آمده است كه : چون ميان دو چشم پيچش حاصل شود ، گويند كه او قاطب عابس است ، و اگر با عبوس نمايان شدن دندانها همراه باشد ، گويند كالح است ، و هر گاه عبوس فزونى پيدا كند ، گويند با سر و مكفهرّ ( ترشروى ) . « 72 » و لغويان شتابزدگى را يكى از معانى بسور دانسته‌اند : بسر الغريم
هامش
( 68 ) - الميزان ، ج 20 ، ص 87 . ( 69 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار ، شماره 26 . ( 70 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 394 با تصرف . ( 71 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 283 . ( 72 ) - فقه اللغة ثعالبى ، ص 140 .