تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
نازيدن به گناه و ايستارهاى دشمنانه پيشين است ، / 84 و از عوامل مؤثر به صورت منفى بر نتيجه هر بحث و تفكر به شمار مىرود ، به خرده‌گيرى و انتقاد بپردازند ، و شايد سبب آن به حالت اجتماعى ايشان باز گردد ، چرا كه آنان از زمره آن دسته از مستكبرانند كه حيثيت وجودى خويش را بر پايه ستمگرى و بهره‌كشى از مستضعفان بنا مىكنند ، پس چگونه مىتوانند به رهبرى الاهى گردن نهند كه به فقير بودن مىبالد ، و در خوشبخت كردن ناكامان و رهانيدن مستضعفان از چنگال مترفان تلاش مىكند .
ثُمَّ نَظَرَ
- سپس به نگريستن و تفكر پرداخت . » چنان مىنمايد كه نظر در اين جا به معنى به كار انداختن فكر و بصيرت است ، چه مستكبران ، در آن هنگام كه مىخواهند مردمان را از راه حق به گمراهى بكشانند ، نخست به تفكر و تدبّر مىپردازند و سپس به نظر كردن مشغول مىشوند و به جستجوى شكافها و روشهايى براى پراكندن انديشه‌ها و خواستهاى خويش در ميان مردم بر مىخيزند ، بدان سبب كه وسايل آگاهى دادن گمراه كننده ، از راديو و تلويزيون و مطبوعات و حتى وسايل نشر فرهنگ و تربيت و جز آن كه براى ترويج فرهنگ باطل تلاش مىكند ، و شايعات نادرستى عليه مؤمنان و رهبريهاى مكتبى در ميان مردم منتشر مىكند ، بدون هدف به اين كار نمىپردازد ، بلكه در پشت نقاب كارشناسان تبليغى و سياسى روانشناسان و سياستمدارانى و . . . و . . . وجود دارند كه برنامه گمراهى را مىريزند ، و اين خود نشانه‌اى از نظامهاى تبهكار و فاسد است . . . پس در كنار فرعون هامان و گروه پرشمارى از كارشناسان در هر يك از نواحى وجود داشتند ، و از داستان قريشى ابو جهل با وليد آشكار مىشود كه او از رهبران و عقلهاى مدبر ايشان بوده است ؛ و در اين باره اشاره‌هايى را در آثار بعضى از مفسران ديده‌ام ، چنان كه در البصائر در تفسير اين آيه آمده است كه : پس به سران قوم خود نظر كرد ، « 67 » و در الميزان : يعنى پس از انديشيدن و اندازه هر چيز را در نظر گرفتن ،
هامش
( 67 ) - البصائر ، ج 50 ، ص 362 .