گفته است : « بالا رفتن بر كوهى مسين در آتش است كه ( كافر ) را بر آن قرار مىدهند تا از آن بالا رود ، و چون دست خويش را بر كوه نهد ، ذوب مىشود و به دو زانو مىچسبد ، و چون آنها را از جاى بردارد ، به حال اول باز مىگردد ، و تا آن جا كه خدا بخواهد اين امر تكرار مىشود » . « 59 » و در فتح القدير از رسول اللَّه ( ص ) نقل شده است كه گفت : « صعود كوهى در آتش است كه كافر هفتاد پاييز بر آن بالا مىرود و سپس از آن سقوط مىكند ، و پيوسته بر اين حال است » . « 60 » از امام باقر - عليه السلام - روايت است كه گفت : « در جهنم كوهى است كه آن را صعود مىگويند ، و در صعود درهاى است به نام سقر ، و در سقر ، و در سقر چاهى به نام هبهب ، و هر گاه كه پوشش از روى اين چاه برداشته مىشود ، اهل دوزخ از گرماى آن به ضجّه مىافتند ، و اين منزلگاههاى جبّاران است » . « 61 » به دردى كه به سر مىرسد ، صعود مىگويند ، زيرا كه به طرف آن بالا مىرود و اثر آن شديد است ، و شايد كلمه معنى تزايد و افزايش نيز داشته باشد ، چرا كه عذاب الاهى پيوسته در حال افزايش است .
/ 81 قرآن سبب عهده ديگرى را كه مايه رسيدن انسان به سختى و بدبختى در زندگى مىشود بيان مىكند كه : اولا از دست دادن بركت رسالتهاى خدا و آيات او است و ، ثانيا پيروى انسان از برنامههاى گمراه كننده بشرى ، و اعتماد او بر فكر ناچيز و اندازهگيريهاى آميخته به خطاى خويش است .
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ
- هر آينه او انديشيد و اندازهگيرى كرد . » انديشيدن زير و رو كردن وجوه مختلف رأى و نظر ، و اندازهگيرى و تقدير در آوردن انديشه به صورت برنامهاى پس از تحقيق درباره آن است ؛ چون شخص در امرى به تفكّر و تدبر بپردازد ، مىگويند « فكّر » ، و پس از تفكر در قلب خود كلامى را براى بيان انديشه خويش مرتب و آماده مىسازد ، و مراد از « و قدّر » همين
هامش
( 59 ) - تفسير البصائر ، ج 50 ، ص 430 .
( 60 ) - فتح القدير ، ج 5 ، ص 329 .
( 61 ) - تفسير البصائر ، ج 50 ، ص 430 نقل از روضة الواعظين .