تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً
- او در برابر آيات ما گردنكش بود . » و معاندت او به دو سبب مانع رسيدن خير به او شد : اول : سبب غيبى ، بدان جهت كه خداى تعالى از حق رسالتها و آيات خود دفاع مىكند ، و انتقام حق را از منكران آن مىگيرد ، كه اين كارگاه با هلاك كردن و از بن برانداختن گردنكشان صورت مىگيرد ، و گاه با قحطى و سلب بركت و نعمت . دوم : سبب ظاهرى ، زيرا كه آيات خدا برنامه و راه راست و استوارى است كه / 79 آدمى را به هر خير مادّى و معنوى رهبرى مىكند ، و چون به آن عمل شود و آن را در زندگى خود معمول دارد ، دست او را مىگيرد و به رفاه و رشد اقتصادى رهبرى مىكند ، و آن جا كه كافران و بيماردلان به عناد ورزيدن با آن برمىخيزند ، چگونه ممكن است كه نعمت ايشان افزايش يابد و راههاى زندگى بر ايشان هموار شود و اسباب خوشبختى فراهم آيد ؟ ! مفسران گفته‌اند : پيوسته پس از « كلّا » نعمت وليد در نقصان بود تا به جايى رسيد كه فقير شد و با فقر از دنيا رفت . « 55 » و علامه طبرسى در تفسير آيه گفته است : چنان نبود كه گمان مىكرد ، و با وجود كفرش چيزى بر آن نيفزود ، « 56 » و زمخشرى در كشاف نيز به همين گونه نظر داده است . عناد مرحله‌اى از كفر و بيزارى و شبيه ناسپاسى و انكار حق است ، چه آدمى در آن هنگام كه به حق كافر مىشود ، يا از آن روى است كه آيات دلالت كننده بر آن فراوان نيست ، يا از آن روى كه مىخواهد از مسئوليت ايمان آوردن فرار كند ، ولى گاه بىهيچ دليلى و تنها براى محاربهء با خدا و استهزا كردن به آيات او چنين مىكند ، كه عناد همين است ، يا گردنكشى او را به گناه بر مىانگيزد و امور را با يكديگر مخلوط مىكند و از آن جهت به اسلام و قرآن كفر مىورزد كه ميان او و خواننده مردمان به قرآن مبارزه‌اى در كار است . و رازى گفته
هامش
( 55 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 199 . ( 56 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 387 .