امّا مؤمن با دريافت هر نعمت توفيق سپاسگزارى و اداى حق آن به خدا و بندگان خدا پيدا مىكند ، و راست گفت رسول اللَّه ( ص ) در حق طالب دنيا كه :
« دو خواهنده گرسنه خواسته خويشند كه هرگز سير نخواهند شد : خواهنده علم و خواهنده دنيا » « 50 » « اما خوانده علم خرسندى / 78 رحمان افزايش مىدهد ، و خواهندهء دنيا به طغيان خود ادامه مىدهد » . « 51 » و بدترين بنده آن بنده است كه طمع او وى را به طبع ( يعنى چركين شدن قلب ) رهبرى مىكند . « 52 » و راست گفته است امام على ( ع ) كه : « بيشترين مايه هلاكت عقلها برقهاى طمعها و آزمنديها است » . « 53 » قلب وليد را رسيدن خير به او و طمع وى براى افزودن دايمى به آن كور كرد ، و اين خود مكر خدا درباره مترفان است كه هر چه بيشتر آنان را از راه حق به گمراهى مىكشاند ، و سبب زيان كردن آنان در دنيا و آخرت مىشود ، بدان روى كه نه به سپاسگزارى پروردگار خويش مىپردازند و نه به هدف خود كه زيادهخواهى دايمى است مىرسند ، چه وسعت دادن خدا به زندگى هر فرد هرگز امرى مطلق نيست بلكه حدّ و قيدى دارد ، و از سنّت و قوانين او در زندگى بيرون نيست ، پس چگونه مىتواند بر نعمت كسى بيفزايد كه شكر نعمت او نگزارده است ، با اين كه خود مىگويد :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
« 54 » ؟ ! و صاحب تبيان گفته است : يعنى بر اين نعمتها شكرگزارى مرا نكرده و با وجود اين طمع در آن بسته است كه بر انعام او بيفزايم .
كَلَّا
هرگز چنين نخواهد شد . » كلّا كلمهاى است كه بر نفى قاطع و سخت دلالت دارد و سبب آن عناد ورزيدن شخص ( وليد ) با آيات ربّانى است .
هامش
( 50 ) - كنز العمّال ، ج 32 ، 389 .
( 51 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 182 .
( 52 ) - همان منبع ، ج 77 ، ص 135 .
( 53 ) - همان منبع ، ج 73 ، ص 170 .
( 54 ) - إبراهيم / 7 .