است ، پس علاوه بر دو نعمت مال و فرزندان ، از فضل خود راههاى زندگى خوش را بر او هموار كرد و سختيهاى اين راه را از او دور ساخت .
/ 77
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً
- و كارها چنان كه بايد براى او به راه انداختم . » در المنجد آمده است : مهّد الفراش يعنى بستر را گستر و آن را آماده ساخت ، و مهّد الامر يعنى كار را هموار و آسان و نيكو كرد ، و تمهّد الرجل يعنى بر آن كار توانا شد ، و مهدة ، جمع آن مهد به معنى زمينى است كه به تدريج رو به پايين رود و راه رفتن بر آن آسان است ، « 48 » و همه مفسران بر مثل اين اجماع كردهاند . رازى گفته است : يعنى جاده گسترده و رياست را در ميان قومش براى او فراهم آوردم ، و نعمت مال و جاه خويش را بر او تمام كردم ، كه اجتماع آنها در نزد اهل دنيا كمال محسوب مىشود ، و به همين جهت است كه در دعا گفته مىشود :
أدام اللَّه تمهيده ، يعنى خدا دست قدرت و تصرف او را در امور پايدار سازد ، « 49 » و تندرستى و آرامش خاطر و مانندهاى اينها از تمهيد است . و مفعول مطلق « تمهيدا » تأكيد و مبالغه در استغراق در نعمت را مىرساند .
اين نعمتها براى هر عاقل و دارنده ضمير و و جدان زنده همچون انگيزهاى براى سپاس گزاردن و ايمان است ، و وسيلهاى است كه راه رسيدن به ايمان را هموار مىسازد ، ولى شرط آن است كه صاحب نعمت به تفكر پردازد و عقل خود را به كار اندازد ؛ ولى وليد دلى بيمار داشت و لذا نعمت بر گمراهى و پافشارى او بر كفر به نسبتى مستقيم با نعمتها مىافزود ، و سبب آن است كه شخص غير مؤمن در مرز دنيا مىماند و روح مادّيگرى چنان بر وى مستولى مىشود كه هدف او تنها حطام دنيوى است ، و به جاى سپاسگزارى از صاحب نعمت به زيادهخواهى آنها مىپردازد .
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
- سپس اميد آن دارد كه بيفزايم . »
هامش
( 48 ) - المنجد ، ماده مهد با اندكى تصرف .
( 49 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 199 .