تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
پدرش ناشناخته بود . / 75 زرارة و حمران و محمد بن مسلم از امام صادق ( ع ) نقل كرده‌اند كه گفت : « وحيد ولد الزنا است » ؛ « 40 » و زرارة گفت : به ابو جعفر - عليه السلام - خبر دادند كه يكى از بنى هشام در خطبه خود گفت : انا ابن الوحيد يعنى من پسر يگانه‌ام ( و همانندى ندارم ، و آن اموى بدان افتخار مىكرد كه فرزند وليد است كه لعنت خدا از بالاى عرشش بر او باد ! ) ، پس باقر - عليه السلام - گفت : « واى بر او ، اگر مىدانست كه وحيد چيست هرگز به آن افتخار نمىكرد » ، پس ما گفتيم كه : آن چيست ؟ گفت : « آن كه پدرى براى او شناخته نشده است » . « 41 » گفته‌اند كه معنى آن چنين است : مرا با آن كس كه در آفرينش او تنها بودم و در اين آفرينش شريكى نداشتم تنها بگذار . . . كه در مجمع البيان و تفسير كبير چنين آمده است . « 42 » و از ابن عباس روايت شده است كه وليد در ميان قوم خود به نام وحيد خوانده مىشد . « 43 » و فخر رازى گفته است كه : او به لقب وحيد خوانده مىشد و مىگفت كه من وحيد پسر وحيدم ، و نه خودم در ميان عرب همانندى دارم و نه پدرم ، پس مراد از «
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً
» همين وحيد است ، كه بسيارى از متأخران اين وجه را در معرض طعن قرار داده و گفته‌اند كه ممكن نيست خدا اين ادعاى او را تصديق كند كه : در اين امور يگانه و وحيد است . . . و اين مطلب را واحدى آورده و در كشّاف نيز آمده است ، و سه كس بر آن رد نوشته‌اند . « 44 » وليد بن مغيرة از طاغيان و مترفان دوره جاهليت است كه دنيا با آرايش خود ( مال و فرزندان ) به او رو آورده بود ، چنان كه خدا آن را چنين توصيف كرده است :
وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً
- و مال فراوان به او دادم . » خدا كه اين مال را به او بخشيد ، بر آن توانايى دارد كه مال را از او بگيرد ،
هامش
( 40 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 387 . ( 41 ) - همان جا . ( 42 ) - رجوع كنيد به مجمع البيان ، ج 10 ، ص 387 . و التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 198 . ( 43 ) - نخستين منبع پيش از اين . ( 44 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 98 .