در حديثى مأثور از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه گفت :
/ 475 « پيش از شما مردمانى بودند كه آنان را مىكشتند و به آتش مىسوزانيدند و با اره شقه مىكردند و زمين را با همه گستردگى بر ايشان تنگ مىساختند ، و هيچ يك از اينها آنان را از دين خود باز نمىداشت ، و اين همه براى آن بود كه به خداى عزيز و حميد ايمان آورده بودند ، پس از پروردگار خود خواستار درجات ايشان شويد و بر سختيهاى روزگار خود شكيبايى نماييد تا به درجه ايشان برسيد » . « 7 » ايمان با قلب آدمى چنين مىكند و آن را نيرومندتر از آهن و استوار و پايدارتر از كوهها و بلندتر از قلبهاى مرتفع و سختتر از هر وسيله آزار و اذيتى مىسازد كه طاغوتان براى آزار دادن و معذّب ساختن و كشتن مردمان فراهم مىآورند ! ! گاه از يكديگر مىپرسيم كه : چه چيز اين انسان را كه زمانى تحمل گزش پشهاى را ندارد ، چنان مىسازد كه در برابر چشمان آزاردهندگان خود را به آتش مىافكند و مىسوزاند و از ايمان خويش لحظهاى انصراف حاصل نمىكند ؟
در پاسخ مىگويم كه : اولا ، وضوح رؤيت حقيقت در نزد ايشان به حدى رسيده بود كه ( با بصيرت دلهاى خويش ) در بهشت و نعيم آن زندگى مىكردند و اين خود تسلاى خاطرى براى ايشان و كنارهگيرى از شهوتهاى دنيوى به شمار مىرفت ، و ( با نيرومندى قلبهاى خويش ) در آتش و عذاب آن درنگ مىكردند و از همين راه سختيها و رنجهاى دنيا را به راحتى تحمل مىكردند .
ما از داستان مادرى آگاهى داريم كه براى افكندن خويش به آتش اندكى ترديد داشت و ناگهان كودك شيرخوارش زبان گشود و گفت : اى مادر ! در برابر تو آتشى را مىبينم كه خاموش نمىشود ( يعنى آتش جهنم ) و در پى اين گفته همگان خود را به درون آتش پرتاب كردند .
ثانيا ، هنگامى كه آدمى به انجام دادن كارى مصمم مىشود ، قيام كردن وى به آن عمل ديگر براى وى دشوارى چندان ندارد ، و مخصوصا اگر اين كار در راه
هامش
( 7 ) - همان جا .