تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىخرامى ، نه بخشش خويش را از تو بريده ، و نه پرده خود را بر تو دريده ، بلكه چشم به هم زدنى بى احسان او به سر نبرده‌اى ، در نعمتى كه بر تو تازه گردانيده ، يا گناهى كه بر تو پوشانيده ، يا از بلايت رهانيده - با نافرمانى اين چنين به نعمتش اندرى - پس چه گمان به دو برى ، اگر وى را فرمان برى ؟ به خدا اگر اين رفتار ميان دو كس بود كه در قوت برابر بودند ، و در قدرت همسر - و تو يك از آن دو بودى - نخست خود را محكوم مىنمودى كه رفتارت نكوهيده است و كردارت ناپسنديده . سخن به راست بگويم ، دنيا تو را فريفته نساخته ، كه تو خود فريفته دنيايى و بدان پرداخته . آنچه را مايه عبرت است برايت آشكار داشت ، و ميان تو و ديگرى فرقى نگذاشت . او با دردها كه به جسم تو مىگمارد ، و با كاهشى كه در نيرويت پديد مىآرد ، راستگوتر از آن است كه با تو دروغ گويد و وفادارتر از آن كه با تو راه خيانت پويد ، و بسا نصيحت گويى از سوى دنيا كه وى را متهم داشتى و راستگويى كه گفته او را دروغ پنداشتى . اگر در پى شناخت او باشى در خانه‌هاى ويران ، و سرزمينهاى خالى از مردمان ، اندرزهايى چنان نيكو فرا ياد تو آرد ، و نمونه‌هايى براى گرفتن پند پيش چشمت دارد ، كه او را همانند دوستى يا بى مهربان ، و از بدبختى و تباهىات نگران ؛ و دنيا خانه‌اى است خوب براى كسى كه آن را چون خانه نپذيرد ، / 386 و محلى است نيكو براى آن كه آن را وطن خويش نگيرد ؛ و همانا فردا خوشبختان دنيا آنانند كه امروز از آن گريزانند » . « آن گاه كه زمين لرزيدن گيرد - و صرصر مرگ وزيدن - و رستاخيز روى آرد ، با همه هراس كه دارد ، و به هر كيش پيروانش پيوندند و به هر پرستيده پرستندگانش و به هر مهتر فرمانبرانش . پس ديده‌اى در فضا گشاده و گامى آهسته در زمين نهاده نماند ، جز كه در ترازوى داد و محكمه عدالت بنياد حق تعالى جزايى را كه درخور است ستاند . پس بسا حجت كه در آن روز باطل و ناپسنديده باشد ، و دستاويزهاى عذر كه بريده . پس در كار خويش بكوش ، تا عذرى آورى كه پايدار باشد ، و حجتى كه استوار . و آن را بگير كه براى تو مىماند - و آن نيكويى كردار است - از آنچه براى آن نخواهى ماند - كه جهان ناپايدار است - و سفر خود را
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 389 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي