[ 7 ] در آن هنگام كه آدمى خودش را خوب بشناسد ، و از آغاز كار خود با خبر بماند ، و بداند كه در دست قدرت چگونه حال به حال شده است ، و به ياد آورد كه نطفه خوار و بىمقدارى بود كه از مبالى به مبال ديگر ريخته مىشد ، و صاحب آن سخت از پليدى آن ناراحتى مىنمود ، سپس خداوند اين نطفه را به بزرگى خود به صورت مردى تمام عيار در آورد كه اندامهايى مكمل يكديگر داشت ، و در او ساختمان و نظامى پديد آورد كه علم را قدرت احاطه يافتن به تمام آن ميسر نيست ، هر چند دايرة المعارفهايى بزرگ در خصوص اين نظام به رشته تحرير در آمده است . . .
اين تكامل كه از تكامل دست و پا و ديگر اندامها آغاز مىشود ، و به تكامل هر يك از ياختههاى بدن با باختههاى ديگر پايان مىپذيرد ، در زير فرمانى از مغز سر و ياختههاى آن و از غدههايى است كه در تمام بدن پراكنده است .
سپس علاوه بر آفرينش ، آدمى هماهنگى و توافقى را كه ميان او و ديگر آفريدگان پيرامون او است مشاهده مىكند ، و از كيفيت سازش جسم خود با گرما و سرما ، و زبرى و نرمى ، و با گونههاى مختلف خوراكها و نوشابهها ، و از چگونگى برخورد كردن با ديگر موجودات زنده ، از جانوران وحشى درنده و گرفته تا ميكروبهاى مرگآور آگاهى پيدا مىكند . . . و خداوند متعال به آدمى توانايى سازگار شدن با طبيعت و سپس برترى يافتن و تسخير آن را عنايت كرده است .
مىگويم : هنگامى كه شخص همه اينها را خوب فهميد ، آيا كرم پروردگار و حكمت او را مشاهده نمىكند ؟ پس غرور و ادامه دادن به معصيت و نافرمانى نسبت به خدا از چيست ؟
الَّذِي خَلَقَكَ
- آن كه تو را آفريد . » مگر نه اين است كه چيزى نبوديم و خدا ما را از چيزى كه نبود ، و بدون رنج و تعبى آفريد ، در صورتى كه نمونه قابل تقليد و نقشه قابل اجرايى نداشت ؟
/ 388
فَسَوَّاكَ
- و سپس تو را راست و هموار كرد . » پس تو را ناقص نيافريد ، بلكه به آنچه نيازمندى تو را به بهترين صورت مجهز كرد . آيا براى تو دو چشم و زبان و دو لب قرار نداد ؟ و چون خوب نظر كنيم ،