برابر خود مىيابد و راه فرارى از آنها ندارد :
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ / 384 مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً
. « 2 » آيا عقل به آدمى فرمان نمىدهد كه مراقب نفس خويش باشد تا كار بدى از آن سر نزند ، و از عذر و بهانه آوردن پرهيز كند و در دنيا به آنها متشبّث نشود و بداند كه در آخرت از اين بهانهها كارى براى او بر نمىآيد ، و با پرهيزگارى و تقوى حجابى ميان خود و اهوال و هراسهاى آن روز هولناك فراهم آورد ؟
[ 6 ] در آن هنگام كه پروردگار با مهربانى و عطوفت و كبرياء كامل به او چنين ندا مىكند كه :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
- اى انسان ! چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور كرد و فريفت ؟ » سخت مضطرب شود و با خود بگويد كه : براى چه از فرمان خدايت سرپيچى مىكنى ؟ آيا بدان سبب است كه از وى بىنياز شده و در برابر او به طغيان و عصيان پرداختهاى ؟ مگر تو را از آبى ناچيز نيافريد ؟ آيا آفرينش تو را چندان استوار نكرد كه تكامل يافتى و از يك هستى متعادل برخوردار شدى ؟ يا اين كه از استيلا و قدرت او بر خودت آگاهى ندارى ؟ آيا او همان كس نيست كه صورت تو را از كوتاهى و بلندى و نيرومندى و ضعف و سفيدى يا سياهى يا گندمگونى برگزيد و . . . و . . . ؟ يا اين كه به كرم او كه پياپى نعمتهاى خويش را پنهان و آشكار بر تو ارزانى مىداشت غرّه شدهاى ؟ آيا قلب تو راهنماييت نكرد كه از خشم آن كه بردبار است بيمناك شوى و بر حذر باشى ؟ آيا انسانيت تو تو را بر آن وانداشت كه احسان او را به احسان پاسخ گويى ؟ چنان مىنمايد كه پاسخ اين پرسشها از شخصى به شخص ديگر تغييرپذير است ، ولى هيچ نمود و بهانه قابل قبولى وجود ندارد ، و غرور ، به هر سبب كه بوده باشد ، مردود و پرهيز كردنى است .
در حديثى به جا مانده از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - آمده است كه
هامش
( 2 ) - آل عمران / 28 .