تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
انتقال كلام به خطاب بعد از ذكر غايب باشد ، و تو گويى با ياد كرد او حاضر شده است ، و اين چيزى است كه آن را در سوره حمد مشاهده مىكنيم كه تحول خطاب به حضور پس از ياد كردن از او سبحانه و تعالى چنين مىگويد :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
؟ سپس بايد بدانيم كه اين سوره ، به اتفاق مكى است ، و بنا بر آنچه ابن العربى بن نقل قرطبى از او گفته ، ابن ام مكتوم در مدينه بوده است . بهتر است ترجمه عين گفته قرطبى را در اين جا نقل كنيم : و اما درباره گفته علماى ما كه او وليد بن المغيرة بوده ، بايد بگوييم كه ديگران او را امية بن خلف و عباس گفته‌اند و اين همه باطل است و نتيجه نادانى مفسرانى كه درباره دين پژوهش نكرده‌اند ، بدان سبب كه امية بن خلف و وليد در مكه بودند ، و ابن ام مكتوم در مدينه ، نه او به نزد اينان حضور يافت ، و نه اينان به نزد او ، و همه اينان با كفر از دنيا رفتند ، يكى از آنان پيش از هجرت ، و ديگرى در بدر ، و اميه هرگز آهنگ مدينه نكرد ، و به تنهايى يا همراه با كس ديگر در نزد او حاضر نشد . « 4 » شايسته است كه اين سؤال را طرح كنيم : در صورتى كه ابن ام مكتوم در مدينه بوده ، چگونه سوره‌اى كه در مكه نازل شده داستان او را روايت كرده است ؟ ! سبب فرود آمدن آيه هر چه بوده باشد ، وظيفه ما تدبر كردن در كلمات پرتو افكن آن و قرار گرفتن در گذرگاه امواج نور جهنده آن است .
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
روى ترش ساخت و پشت كرد . » چون روى ترش كرد ، حالت نفسى او در برابر مرد بر چگونگى آثار چهره‌اش ظاهر شد / 319 و دگرگونى قلب او را كه خواستار پنهان كردن آن بود آشكار ساخت ، و سپس عملا از او رويگردان شد و بدين گونه نشانه‌هاى ايستار سلبى او تكامل پيدا كرد . [ 2 ]
أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
- بدان سبب كه كورى به نزد او آمد . »
هامش
( 4 ) - القرطبى ، ج 19 ، ص 212 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 322 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي