ولى ، در گروه بعدى مفسران ، تعبير « درباره فلان نازل شد » اشاره به اين است كه به فلان مناسبت نازل شده بوده است .
درباره آنچه به آيات اين سوره مربوط مىشود ، قرطبى گفته است : اهل تفسير بر اين اجماع دارند كه : گروهى از بزرگان قريش در نزد پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - بودند كه اميد اسلام آوردن ايشان مىرفت ، پس عبد اللَّه بن امّ مكتوم بر پيامبر وارد شد ، و پيامبر آمدن او را از آن روى ناخوش داشت كه مبادا كلام او را قطع كند و از او رويگردان شد و اين آيه نازل شد . « 2 » و جناب مكارم در تفسير خود « نمونه » چنين آورده است : آنچه در ميان مفسران شهرت دارد ( از شيعه و سنى ) چنين است ، ولى او حديثى را از امام صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه مىگويد : « آن درباره شخصى از بنى اميه نازل شد » و چنين اضافه كرده است كه : در شأن رسول نيست كه در برابر هيچ يك از مردم روى ترش كند ، چگونه مىتواند چنين باشد در صورتى كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفته است :
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
؟ « 3 » و به نظر من آيه در شأن پيامبر نازل نشده ، و مفسران به سبب دلالت آيه بر اين راه رفتهاند ، و نيز به دليل روايتهاى متشابه مختلف ، كه مثلا : در بعضى از آنها آمده است كه پيامبر با وليد بن مغيره بود ، و در بعضى ديگر با امية بن خلف ، و مجاهد گفته است كه سه نفر بودند : عتبة و شيبة - دو پسر ربيعة - و ابىّ بن خلف ، و سفيان ثورى گفته است كه پيغمبر ( ص ) با عموى خود عباس بود .
/ 318 و بر فرض آن كه قصه راست بوده باشد ، چه كس مىگويد كه مراد از آن اين است كه پيامبر روى ترش كرد ، شايد يكى از مسلمانان در آن جا حاضر بود و او روى ترش كرده بوده است ، و گواه آن اين است كه پروردگار ما نگفت عبست و تولّيت تا سياق به لغت خطاب بوده باشد ، ولى آيا ممكن نيست كه اين از باب
هامش
( 2 ) - القرطبى ، ج 19 ، ص 211 .
( 3 ) - تفسير نمونه .