ذرهاى شك در آن وجود ندارد ، مگر اين كه شخص ميان خود و ميان حقيقت پرده تكذيب حق را براى گريز از مسئوليت كشيده باشد ، كه اگر چنين كرده باشد ، واى بر او از خدا !
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
- واى بر تكذيبكنندگان در آن روز . » در آيه ملاحظه لطيفى در نزديكى گفته خدا : « يومئذ » وجود دارد كه شايسته است اشاره به روز جدايى و فصلى باشد كه سياق در سوره به آن اشاره كرده است ، و آن چنين است ، و علاوه بر آن ، اين كلمه معنى ديگرى را به ذهن مىآورد ، آن اين كه آيات الاهى متجلى شده در اين سوره ما را به آن متوجه مىسازد كه ويل مخصوص مكذّبان است ، پس چه جريمه بزرگى است اين تكذيب كردن حقيقتى بزرگ همچون حقيقت غيب و قدرت و حكمت آن ! و اشاره كردن به اين با لفظ « يومئذ » مترتب بر اين نتيجه به دست آمده است ، چه معقول نيست كه آفريننده حكيم آخرتى را پس از دنيا مقدّر نكرده باشد ، و اين از امور مسلّم اوليه حكمت است .
[ 25 - 37 ] پس از تفكر در افقهاى نفس كه آدمى را به تسليم شدن به خدا و ايمان آوردن به روز فصل رهبرى مىكند ، آيات توجه ما را به طبيعتى متوجه مىسازد كه در پيرامون ما قرار گرفته است ، كه اين يك نيز نامهاى خدا و آيات راهنماى او را منعكس مىسازد .
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً * أَحْياءً وَ أَمْواتاً
- آيا زمين را مسكن قرار نداديم * هم براى زندگان و هم براى مردگان ؟ » كفات به معنى مسكن و ظرف است ، و بنا بر خبرى ، امير المؤمنين ( ع ) در بازگشت از نبرد صفّين بر گورستانى گذشت و گفت : « هذه كفات اموات » يعنى اين مساكن مردگان است و سپس به خانههاى كوفه نگاه كرد / 227 و گفت : « هذه كفات الاحياء » و سپس دو آيه ياد شده را تلاوت كرد . « 37 » در مجمع البيان آمده
هامش
( 37 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 400 .