مادر درنگ نمىكند ، بلكه چنان كه خداوند متعال چنين توصيف كرده است :
إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ
- تا به اندازه و زمانى دانسته . » هنگامى كه نوزاد از زهدان خارج مىشود ، آماده ادامه دادن به زندگى در بيرون رحم است ، و مادر و خانواده وى به جان و تن آماده پذيرفتن اويند . زمخشرى گفته است : مقدار معلوم مدتى است كه خدا آن را مىدانسته و به آن حكم كرده است ، و آن نه ماه ، يا اندكى بيشتر يا كمتر است ؛ « 32 » و قمّى گفته است : مقصود پايان اجل است . « 33 » و هنگامى كه اجل توقف در زهدان به پايان مىرسد ، ديگر مادر نمىتواند آن تحول روانشناختى را كه در وجود او پيدا شده است متوقف كند و از آهنگ بيرون آمدن نوزاد از زهدان جلوگيرى به عمل آورد ، به همان گونه كه از نوزاد هم در اين باره كارى ساخته نيست ، بلكه تنها اراده خدا در كار است و هر چه بخواهد مىكند . و « قدر » در آيه محتمل چند معنى است كه اجمالا از اين قرار است :
اول : اندازه و حد ، كه در اين صورت معنى آيه چنين مىشود كه جنين ، از نفسى و بدنى و نيز زمانى محدود به اندازهها و مقياسهايى حكيمانه و الاهى است كه خداى عزّ و جلّ از آنها آگاهى دارد .
دوم : قدر و سرنوشت ، پس خدا آب مهين را در قرارگاهى مكين بدان سبب قرار داد كه به قدرى الاهى پايان پذيرد / 225 كه خداوند متعال از آن آگاه است ، كه قدر او آن است كه ماده يا نر يا چيزى ميان اين دو شود ، و كامل از زهدان بيرون آيد يا ناقص ، و زنده يا مرده ، و سپس چون به زندگى دنيا گام نهاد بر وفق آنچه خدا براى او مقدر كرده است به پيش مىرود و به سرنوشت تعيين شده خود مىرسد ، كه زمانى سعادت است و بهشت ، و زمانى ديگر شقاوت و آتش ، يا فقر است و تندرستى يا بىنيازى و ناخوشى ، يا . . . يا . . . و آيه بدين معنى نيست كه هر انسانى به دنيا مىآيد تا بنا بر تقديرهاى معين شده و با مجبور بودن بر آنها زندگى كند ، بلكه از علم مطلق
هامش
( 32 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 679 .
( 33 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 400 .