تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
همراه است و تأكيد بر جزا دارد ، چنان كه آيه ذيل مؤيّد آن است :
كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ
- با تبهكاران بدين گونه رفتار مىكنيم . » پس اين سنّتى جارى در زندگى است و با گذشت زمان تغيير نمىپذيرد ، و آيه بدين گونه انسان را در هر زمان و مكان در برابر اين سنت قرار مىدهد تا چنان تصور نشود كه تنها محدود به تبهكاران تاريخى است . و سپس سياق ، از طريق سنّت جزاى در آخرت ، حقايق گذشته را به آينده اتصال مىدهد كه تأثير آن بر مجرمان بيش از تأثير گرفتاريهاى در اين جهان است .
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
- واى بر تكذيب كنندگان در آن روز . » هلاك شدن تبهكاران در دنيا براى دلالت بر عذاب آخرت ايشان كافى است ، و پيشروى ايشان به سوى گرفتارى به / 222 ويل نتيجه‌اى طبيعى از تكذيب فرمانروايى و رهبرى حق و راه راست آن در زندگى است ، و منصرف شدن آنان از آن و پيروى از يك رهبرى گمراه كننده و روش آميخته به خطا آدمى را به ويلى پس از ويل ديگر مىرساند . [ 20 - 24 ] چرا آدمى آيتهاى پروردگارش و از جمله حقيقت آخرت را تكذيب مىكند و رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ را نمىپذيرد ؟ آيا براى آن است كه آيات راهنمايى به اين منظور وجود ندارد ، و معرفت او به پروردگارش و به قدرت گسترده بىپايان او ناقص است ؟ هرگز . . . پس لازم است در اصل آفرينش خودمان بينديشيم ، و در اين كه چگونه آيت آشكارى براى راهنمايى ما به قدرت خداوند متعال بر همه چيزها است : ما را از موجود كوچك و حقيرى كه جز با ذره‌بينهاى بزرگ كننده قابل رؤيت نيست ، و به خواست خداوند متعال و نه به اراده ما در زهدان مادرمان قرار گرفت ، در زندگى به راه انداخت و با تبعيت از قوانين و سنتهايى كه نسبت به اكثر آنها جاهليم ، ما را رشد و پرورش داد تا به صورت يك انسان تمام عيار ، مرد يا زن ، در آمديم . پروردگار ما را در برابر اين حقايق فطرى قرار مىدهد كه هيچ كس راهى براى انكار كردن آنها ندارد .
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
- آيا شما را از آبى گندناك و خوار