نيافريديم ؟ » قمّى گفت : با بوى بد ، « 26 » و به قولى ، حقير و ناچيز كه بيشتر مفسران بر آنند ، و هر كس بينديشد همه اسباب پستى و خوارى را در اين آب مىبيند : حجم آن اندك و بوى آن زننده است و آدمى خود آن را كثيف تلقى مىكند و وزنى براى آن قايل نمىشود ، و تو حق آن دارى كه اگر انسانى تكبر ورزد و بر مركب غرور شود ، و نه تنها در مقابل ديگر افراد انسان بلكه نيز در برابر پروردگار بزرگش چنين كند ، از او در شگفت افتى ! و امير المؤمنين على ( ع ) حق داشت تا تعجب كند و بگويد : « و از متكبّرى در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار است . . . و از كسى در شگفتم كه زنده شدن در آن جهان را نمىپذيرد در حالى كه زنده شدن بار نخستين را مىبيند » ، « 27 » و واقعا شگفت انگيز است كه آدمى فضل و اكرام پروردگارش را بر خود ، پس از آن كه آب بىمقدار و خوارى بود ، فراموش كند ، و اين آفريده ضعيف به تكذيب پروردگار / 223 توانا و فرمانرواى بر آسمانها و زمين بپردازد ؟ ! سپس خداوند تبارك و تعالى اين آب ناچيز را در زهدان مادر قرار داد تا آن را حفظ كند و در آن صفاتى يكى پس از ديگرى به وجود آيد ، و دست غيب چنان از آن پذيرايى و پرستارى كند و با قوانين و سنتهاى محكم تثبيت شده در رحم به صورتى به رشد و نموّ آن بپردازد كه آدمى از تصور آن عاجز است ، و اين همه به صورتى است كه پدر و مادر هيچ يك سهمى در اين بارآورى و باردارى ندارند .
فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ
- پس او را در قرارگاهى تواناى بر حمل آن قرار داديم . » در التبيان آمده است كه : قرار به معنى جايى است كه درنگ كردن مدت درازى در آن امكانپذير است . « 28 » و بيشتر مفسران از ذكر كردن توضيحى درباره
هامش
( 26 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 400 .
( 27 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار ، ص 126 .
( 28 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 228 .