نيست كه در اين دنيا ويل و عذابى ندارند ، ولى نشانهاى از سختترين عذابها در جهان ديگر است ، بدان روى كه روز قيامت آشكارترين مصداقهاى گرفتار شدن ايشان به ويلها و هلاكت است .
آيا اين ويلى كه قرآن با آن مكذّبان را تهديد مىكند چگونه است ؟ براى شناخت آن بهتر است به ياد نمونهاى از آن بيفتيم كه در عذاب اين جهانى تكذيب كنندگان تجسم پيدا مىكند .
قرآن به عاقبت مكذّبان در دنيا از طريق ارقام و حقايقى مادّى و محسوس حكايت مىكند كه آشكار بودن حقيقت آخرت در نزد عقلا اگر سختتر و صافىتر نباشد ، كمتر نيست ؛ و اين سؤالى است كه خردمندان را به تفكر كردن درباره سرنوشت مكذّبان از طريق / 221 آزمايشهايى كه ديگران بر جاى گذاشتهاند ، بر مىانگيزد .
أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ * ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ
- آيا پيشينيان را هلاك نكرديم * سپس در پى ايشان ديگران را نيز چنين خواهيم كرد . » مىتوانيم براى هلاك دو معنى تصور كنيم :
اول : هلاك شدن با مرگ ، و تقريبا هيچ آيهاى از قرآن را درباره سنت جزا و حقيقت آخرت نمىخوانيم مگر اين كه در كنار آن سخن از سنّت مرگ رفته است ، و سبب آن است كه خداوند متعال مىخواهد ما را به اين انديشه هدايت كند كه آخرت و جزا به همان گونه حق است كه مرگ حق است ، و اين كه دروغ پنداشتن يكى از آن دو چيزى از واقعيّت آنها نمىكاهد ، به همان گونه كه تكذيب آن وعده خدا كه با مرگ صورت وقوع پيدا مىكند ، تغييرى در اين حق پديد نمىآورد ، و دليل آن در گذرگاه بشريت آشكار است كه خدا در آن پيشينيان را با مرگ از دنيا برده و ديگران نيز از پى ايشان خواهند رفت و سرانجام چنان خواهد شد كه هيچ كس جز او - عزّ و جلّ - باقى نمىماند .
دوم : هلاك شدن بر اثر گرفتارى و مؤاخذه الاهى بنا شده بر سنّت جزاى او در زندگى ، كه اين به سياق وعده داده شده به مكذّبان نزديكتر است و پيوسته با ويل