تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
مىشود كه به آنها شناخته مىشد . « 19 » و فخر رازى گفته است كه : شايد / 217 مقصود نابود شدن ذات آنها باشد ، و اين با گفته خدا « انتثرت » و « انكدرت » سازگار است ، و ديگر بار كه مراد از بين رفتن روشناييهاى آنها بوده باشد ، ولى اولى شايسته‌تر است ، بدان جهت كه در آن نيازى به محذوف فرض كردن كلمه‌اى وجود ندارد ، « 20 » و آنچه نزديكتر به ذهن است ، به نظر من ، گفته رازى است بدان جهت كه اصل معنى طمس محو و پنهان شدن چيزى است كه در معرض طمس قرار گرفته است . آنچه از ملاحظهء آيات قرآنى مربوط به موضوع قيامت از لحاظ احوال ستارگان در آن روز مفهوم مىشود ، اين است كه ستارگان نيز همچون كوه‌ها از مراحلى مىگذرند تا به پايان خود برسند و محو شوند ، چه نخست به سبب مختل شدن نظام جهانى آنها از يكديگر و از نظم و نسقى كه دارند پراكندگى پيدا مىكند ، و سپس يكا يك تيره و بىنور مىشوند ، و آن گاه به صورت كامل از ميان مىروند و شعاعى براى دلالت كردن بر آنها بر جاى نمىماند .
وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ
- و چون آسمان شكافته و گشاده شود . » در تفسير قمى آمده است : « تنفرج و تنشق » ( گشوده و شكافته ) شود ، بنا بر روايت ابو الجارود از امام باقر ( ع ) ؛ « 21 » و در مجمع البيان چنين است : يعنى در آن سوراخها و شكافهايى پديد آيد ، « 22 » پس از آن كه استوار و محكم بود و سوراخى در نظام و منفذى در ساختمان آن هرگز وجود نداشت ، و شايد اين نخستين مرحله بوده باشد كه به دنبال آن مراحلى ديگر متواليا خواهد آمد . و بنا بر آنچه از آيات كريمه ديگر آشكار مىشود : مراد قرآن از ذكر تبدّل يافتن نظام آفرينش سلب اعتماد انسان بر آن است تا يكباره با مسئوليتهاى خود رو به رو شود ، پس آسمانى كه يك سقف محفوظ بود ، در آن روز سست مىشود ، و كوه‌هايى كه پناهگاه و دژ بود به صورت
هامش
( 19 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 225 . ( 20 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 269 . ( 21 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 400 . ( 22 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 415 با اندك تصرف .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 227 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي