تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ايراد وارد است : نخستين آنها : نهى كردن رسول ( ص ) از فعلى بدين معنى نيست كه از پيش چنين مىكرده است ، پس اين درست نيست كه او از فراموشى بيم داشت در صورتى كه به يقين اين را مىدانست كه خدا قرآن را به او الهام مىكند و قرآن در قلب او تثبيت مىشود ؛ و پيامبر اكرم ما ( ص ) را خدا از كارهاى فراوانى از قبيل اطاعت كافران و منافقان نهى كرد ، پس آيا لازم است از اين نهى چنان بفهميم كه او فرمانبردار ايشان بوده است ؟ هرگز حبيب خدا چنين نبوده است ، و از اين گونه است گفته خداى تعالى :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
. « 38 » دومين آنها : خداوند متعال براى پيامبرش ( ص ) بيان كرده است كه او چيزى از قرآن را فراموش نخواهد كرد و گفته است :
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى
، « 39 » و گمان بردن به اين كه رسول اللَّه ( ص ) از فراموشى بيمناك بوده ، بدين معنى است كه ( و العياذ باللّه ) در وعده خدا و اين گفته او شك داشته است . سومين آنها : قرآن آشكارا انگيزه به فكر افتادن پيامبر را در شتاب ورزيدن نسبت به قرآن بيان كرده و آن را ترس وى از اين كه ممكن است اوضاع و احوال چنان شود كه جمع كردن قرآن و خواندن آن بر مردم و بيان كردن معانى آن براى ايشان ميسر نشود . يا اين كه وى به هدايت مردمان اهتمام فراوان داشته و حتى نزديك بوده است / 149 كه جان خود را در اين راه از دست بدهد ، تا آن حد كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفت :
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً
. « 40 » چنان مىنمايد كه آن كسان كه در فهم آيه گرفتار خطا شده‌اند ، اين تصوير فنى در تعبير قرآن را بد فهميده بوده‌اند كه :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ
- در صورتى كه
هامش
( 38 ) - الأحزاب / 1 . ( 39 ) - الأعلى / 6 . ( 40 ) - الكهف / 6 .