است كه اين گونه آيات در سورهاى همچون سوره قيامت وارد شود . ديگران گفتهاند كه سخن در اين جا درباره قرآن نيست بلكه درباره كتاب انسان است كه در روز قيامت آن را گشوده خواهد يافت . قفّال گفت : كلام او الآية 16 » نه خطاب به رسول بلكه خطاب به انسان در اين گفته خداى تعالى است :
يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ
و اين براى انسان است در آن حال كه خبر كارهاى زشت وى به او داده مىشود ، و راه آن عرضه كردن كتاب و نامه اعمالش بر او است كه به وى گفته مىشود :
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ / 147 عَلَيْكَ حَسِيباً
، پس چون به خواندن آن مىپردازد ، از شدت ترس و تند خواندن زبان وى گرفتار لكنت مىشود ، و در اين حال به او گفته مىشود :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ
پس بر ما به حكم وعده و به حكم حكمت واجب است كه اعمال تو را جمع كنيم و آنها را بر تو بخوانيم ، و چون آنها را خوانديم ، بر تو تبعيت از خواندن آن
فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ
با اقرار كردن به اين كه خود مرتكب آنها شدهاى ، لازم است . « 34 » و علامه بلخى نيز نظرى مشابه دارد و ترجمه كلام او چنين است : مقصود آن است كه بندگان كتابهاى ( نامههاى ) اعمال خود را در روز قيامت بخوانند ، و ما قبل و ما بعد اين آيه بر همين دلالت دارد و هيچ دليلى بر آن نيست كه مقصود از قرآن در « قرآنه » قرآن كتاب آسمانى يا چيزى از احكام دنيا بوده باشد . « 35 » آنچه درباره ارتباط ميان آيات گذشته به نظر مىرسد ، اين است كه قرآن - در كنار روز قيامت و نفس نكوهشگر - حجتى بر انسان و ديوانى داورى براى عمل او است كه در هنگام مراجعه به آيات آن حق براى او آشكار مىشود ، و خود را بر آن عرضه مىكند ؛ و رسول را شايسته چنان است كه به منظور تمام كردن حجت بر مردمان در رساندن قرآن به ايشان شتاب نورزد ، بلكه هر حكمى را كه در اين باره به وى مىرسد پيروى كند ، كه همين براى كسى كه خواستار هدايت و در جستجوى
هامش
( 34 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 222 .
( 35 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 397 .