آن است كفايت مىكند ؛ اما براى كسانى كه نمىخواهند بار مسئوليت را بپذيرند ، و پيوسته در صدد يافتن بهانههايى براى فرار كردن از اين بارند ( و از روز قيامت نمىترسند و به ملامت نفسهاى خود گوش نمىدهند ) ، شتاب ورزيدن در رساندن قرآن و عرضه كردن يكباره همه آن به ايشان ، هيچ چيز را در زندگى آنان عوض نمىكند ، و سبب آن است كه مشكل ايشان كمى آيات نيست ، بلكه مشكل اين است كه / 148 خواهان ايمان نيستند و نمىخواهند بار مسئوليت را بر دوش بكشند ، و در اين صورت از شتاب ورزيدن و عجله كردن چه حاصلى به دست مىآيد ؟
به همين گونه است علاج انسان كه مشتمل بر بسيارى از صفات منفى همچون جدل و راحت طلبى و بهانهتراشى و اراده فجور و در پى آن تكذيب قيامت و گريز از مسئوليت در دنيا و رستاخيز و رسيدگى به حساب و جزاى در آخرت است ، كه اين همه يك مرتبه صورتپذير نمىشود ، بلكه مستلزم داشتن برنامه پرورشى تدريجى است كه بر اثر آن بتواند انسانيت را از حضيض باطل بركند و آن را به قله حق برساند و آن را در افقهاى كمال و راهيابى به اوج برساند . و اين همه مقتضى آن است كه در طرح اصطلاحى اسلامى پيشرفت تدريجى در نظر گرفته شود .
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
- زبان خود را براى شتاب دادن به قرآن مجنبان . » ابن عباس گفت : پيامبر ( ص ) چنان بود كه چون قرآن بر او فرود مىآمد ، از شدت دوست داشتن آن و حرصى كه براى گرفتن و به خاطر سپردن آن داشت كه مبادا آن را فراموش كند ، در جنباندن زبان خود و خواندن قرآن شتاب مىورزيد ، و خدا او را از اين كار منع كرد ؛ « 36 » و در الدر المنثور از مجاهد نقل شده است كه گفت : رسول اللَّه ( ص ) از ترس فراموش كردن قرآن آن را بر زبان مىراند ، پس به او گفته شد كه : اى محمد ! « 37 » ما تو را از شرّ فراموشى حفظ مىكنيم ، و بر اين نظر چند
هامش
( 36 ) - همان منبع .
( 37 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 289 .