مسير اصلى كار خود را مىكند ، ولى اگر خود ارزشها منحرف شود ديگر ضامنى براى بازگشت وجود نخواهد داشت . . . و اين همان عاملى است كه توجه كننده تعهد خدا به جمع كردن قرآن و خواندن و بيان كردن به عنوان ضرورتى حكيمانه و به مقتضاى حكمت بالغه است ، از آن جهت كه اسلام دين انسان تا روز قيامت است و اجازه آن نيست كه چيز ديگرى جاى آن را بگيرد ، پس چگونه ممكن است پروردگار پر لطف ما اجازه آن بدهد كه با تحريف قرآن فرصت هدايت شدن براى بشريت از دست برود ؟
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ
- پس چون آن را خوانديم ، از اين خواندن پيروى كن . » در مجمع البيان آمده است : يعنى جبرييل آن را به فرمان ما بر تو خواند ، از « قرآن » آن يعنى از قرائت آن پيروى كن ، و معنى آن اين است كه : هنگامى آن را بخوان كه جبرييل از خواندن آن فارغ شده است ، و به قولى : يعنى به احكام حلال و حرامى كه در آن آمده است عمل كن ؛ « 41 » و در نصوص آمده است كه قرآن يكباره در شب قدر در ماه رمضان بر پيامبر ( ص ) نازل شد ، و خداوند متعال بر حسب حكمت خود او را به خواندن آن براى مردم در مناسبتهاى مختلف مأمور مىكرد . و حكمت الاهى بر رسول ( ص ) واجب كرده بود كه در ميان مردم باشد و حركت كند و در پرتو مقتضاى آيات و به اندازه مردمان را رهبرى كند تا جامعه اسلامى پاكيزهاى ساخته شود ، و از آن جا امت حنيف اسلامى در پرتو آيات وحى شده پديد آيد ، و - به دنبال آن - قلب پيامبر و ديگر مؤمنان از طريق قرآن قرار و آرام پيدا كند ، و بنا بر اين قرآن تنها براى خواندن و حفظ كردن آن نازل نشده ، بلكه براى آن فرود آمده است تا مردمان اوامر آن را عملى سازند و از راهبرى آن در زندگى بهرهمند شوند .
اين امر ما را به آن هدايت مىكند كه خدا انسان را براى فهم آيات قرآن موفق مىسازد تا حجت بالغه او صورت اتمام پيدا كند ، پس اگر كسى به آن ايمان
هامش
( 41 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 397 .