تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
آورد و از راهنمايى آن بهره‌مند شود ، قلب او با اضافه شدن معرفت وى نورانيت پيدا مىكند ، و اگر بدان كفر ورزد ، قلب او سخت و با كفر مهر و موم مىشود . شايد در اين بصيرتى است كه هر دعوت كننده رسالى به آن نيازمند است ، و آن ضرورت چالش كردن / 151 با واكنشهاى خود او است ، بلكه واجب است كه از برنامه‌هاى حكيمانه آن پيروى كند و در هر گامى كه مىخواهد بردارد منتظر اذن و اجازه و زمان مناسب باشد . امام صادق ( ع ) گفت : « اى مفضّل ! قرآن در بيست و سه سال نازل شد ، و خدا مىگويد :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
، و گفت :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ
، و گفت :
لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً ، كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
، مفضل گفت : اى مولاى من ! پس تنزيلى كه خدا ياد كرده چنين است ، و چگونه وحى در بيست و سه سال آشكار شد ؟ گفت : آرى اى مفضّل ! قرآن را در ماه رمضان به او عطا كرد ، و آن را تبليغ نمىكرد مگر در آن وقتى كه شايسته خطاب بود ، و به اداى آن نمىپرداخت مگر در هنگام امر و نهى » . « 42 »
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
- سپس بيان كردن آن بر عهده ما است . » يعنى توضيح دادن معانى و بيان حقايق و تأويلهاى آن ، تا براى انسان حجتى بر خدا باقى نماند ، و خدا در دنيا و آخرت بر انسان حجت بالغه داشته باشد . اما اين كه خدا چگونه قرآن كريم را براى همه مردم بيان مىكند ، شايد از سببهاى آن اينها باشد : اين كه خدا دعوت كنندگانى به قرآن و راهنمايانى به آن را برمىانگيزد ، و صاحبان بصيرت نافذ را براى تفسير و بيان آن فراهم مىآورد ، و سپس خدا را بر انسان دو حجت است ، يكى باطنى كه عقل و خرد او است ، و ديگرى ظاهرى كه رسالت الاهى و رسولان او است ، و اين دو در و جدان هر انسان درست با يكديگر تلاقى پيدا مىكند ، پس آنچه قرآن از ارزشهاى راستى و دادگرى و نيكوكارى به آن فرمان مىدهد ، عقل نيز به آن فرمان مىدهد ، و اين يكى از
هامش
( 42 ) - تفسير البصائر ، ج 50 ، ص 569 .