مىآيد ، و ناگهان گرفتار نفس امّاره مىشود كه گناه و خطا را در نظر او خوب جلوه مىدهد و ، مثلا به او مىگويد كه : رسيدن به پاكيزگى كامل دشوار است ، و تو بيش از اندازه لازم طيّب و پاكى ، و ممكن نيست كه بدون ستم كردن به احدى بتوانى زندگى كنى ، و همه مردمان به يكديگر ستم مىكنند . . . و بدين گونه بهانههايى در اختيار او قرار مىدهد تا منحرف شود و زمانى برسد كه به صورت كامل از راه حق بيرون رفته و به حضيض باطل سقوط كرده است .
چون آدمى از نقش منفى عذرآوريها آگاه شود ، و بداند كه آنها همچون پوشش نازكى براى پوشانيدن تبهكاريهاى عظيم است و هيچ دردى از او را نمىتواند درمان كند ، همين معرفت در مستقيم ماندن وى بر راه حق به او مدد مىرساند .
امام صادق ( ع ) گفت : « هر يك از شما كه كارى كند تا نيكى خود را آشكار سازد و بدى را پوشيده نگاه دارد ، چون به نفس خويش رجوع كند ، خواهد دانست كه چنين نيست . و خداوند سبحانه و تعالى مىگويد : « الآية » ؛ چون آنچه پنهان است اصلاح شود ، آنچه آشكار است تقويت پيدا مىكند » ، « 30 » و گفت ( ع ) :
« اين چه كارى است كه آدمى مىكند و بر خلاف آنچه خدا از او مىداند در برابر مردم عذر و بهانه مىآورد ؟ رسول اللَّه ( ص ) مىگفت : هر كس سرّى را پوشيده نگاه دارد ، خدا را با پوششى از خود آن را مىپوشاند ، اگر خير است خير ، و اگر شرّ است شرّ » . « 31 » و در تاى « بصيرة » اختلاف است ؛ بعضى گفتهاند كه آن تاى تأنيث است و به اندامها باز مىگردد ، و چنان است كه آيه مىگويد : جوارح انسان بر نفس او بصير است ، و بعضى ديگر گفتهاند : تا براى مبالغه است ، چنان كه اعراب مىگويند : فلان يا فلانة علّامه است ، و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه اين تا به نفس باز مىگردد ، يعنى نفس انسان بر او بصير است ، و كسى از مفسران را نيافتم كه چنين گفته باشد .
و در فقه اسلامى از اين بصيرت قرآنى براى تحديد بعضى از تشريعها / 146 و
هامش
( 30 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 396 .
( 31 ) - همان جا .