فراهم نيامده باشد . « 20 » و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه بروق بصر به معنى حيرت و دهشتى است كه از حالت بىخود شدن و ترس فراهم آمده به سببى از سببها به انسان دست مىدهد . و آن در پارهاى از اوقات نتيجه ستمها و صدمات روحى يا مادّى است كه بر اثر آن / 141 در برابر دو چشم خود چيزهايى را شبيه ستارگان كوچك مشاهده مىكند ، و شايد اين نمود گونهاى از بروق ( برق زدن ) چشم بوده باشد . و در المنجد چنين آمده است : برق برقا يعنى متحير و مدهوش شد و نتوانست چيزى را ببيند ، و البرقة به معنى دهشت و خوف است . « 21 » و چنين حالت ( بروق ) براى چشم در روز قيامت حاصل مىشود . . . و با وجود آن كه چنين حالتى در هنگام مرگ نيز پيش مىآيد ، حمل كردن معنى بر قيامت نزديكتر به سياق قرآن است كه سخن گفتن از آن و منظرههاى پيوسته به آن و پس از آن به قيامت مربوط مىشود نه به مرگ .
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ
- و ماه گرفته شود . » زمخشرى گفت : روشنى ماه يا خود آن رفت ، « 22 » و فعل در اين جا به صورت معلوم آمده ، در صورتى كه معمولا به صورت خسف و مبنى بر مجهول گفته مىشود ، و شايد دليل آن اين باشد كه در حالتهاى طبيعى عوامل خارجى ، همچون قرار گرفتن زمين ميان ماه و خورشيد سبب گرفته شدن و خسوف ماه مىشود ، اما در آخرت خود ماه گرفتگى پيدا مىكند و سبب اين گرفتگى يك شيء خارجى نيست ، پس خود ماه فاعل خسف است نه چيزى ديگر .
منظره هولناك ديگرى كه قرآن نظر ما را متوجه آن مىسازد ، اختلال نظام جهانى در زندگى است ، و يكى از نمودارهاى آن جمع شدن ماه و خورشيد با يكديگر است ، و اين نتيجهاى حتمى و طبيعى در چنان روز است ، بدان سبب كه جهان فعلى و نظام آن را خدا براى انسان به وجود آورده و مقرر داشته بوده است ، و با
هامش
( 20 ) - المنجد ، ماده برق .
( 21 ) - المنجد ، ماده برق .
( 22 ) - الكشاف ، ج 4 ، ص 660 .