بلكه به صورت پارهها و ذرات كوچك پراكنده شده در اين جا و آن جا درمىآيد ، و آفرينش دوم در رستاخيز به جمع كردن اين ذرات در كنار يكديگر كه بنا بر قوانين دقيق و اراده الاهى صورتپذير مىشود ، اين ذرات را گردآورى و در كنار يكديگر قرار مىدهد ، و خدا دانا است .
[ 5 - 6 ] اما سبب كفر ورزيدن انسان نسبت به آخرت اين است كه او نمىخواهد خود را به حدود و شرايع ملتزم سازد ، و چنان دوست دارد كه بدون قيد و شرط پيرو هواهاى نفسانى و شهوتهاى خويش باشد ، و به همين سبب است كه از پذيرفتن مسئوليت در زندگى شانه تهى مىكند .
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ
- بلكه آدمى چنان مىخواهد كه هر چه ( پس از اين ) در برابر او است دروغ بوده باشد . » امام صادق گفت : « يعنى آن را تكذيب كند » ، « 11 » و همه مفسّران بر اين اجماع كردهاند ، و علامه طبرسى گفته است : پس فجور به معنى تكذيب است . « 12 » و فخر رازى گفت : يعنى آنچه را كه در برابر او از بعث و حساب قرار دارد ، دروغ مىشمارد ، بدان سبب كه هر كه حق را تكذيب كند فاجر است . « 13 » و آنچه به نظر من مىرسد / 139 اين است كه معنى اصلى اين كلمه شكافتن و شكستن است ، و سپيده صبح را از آن روى فجر مىنامند كه تاريكى را مىشكافد و از ميان مىبرد ، و فجور در اخلاق و رفتار از همين گونه است ، زيرا كه فاجر خود را ملتزم به ارزش و قانون نمىداند ، بلكه خواستار آن است كه عصاى اجتماع و شرع را با پرداختن به لذتها و خطاها بشكند ، و خواهان آن نيست كه هيچ گونه مانعى در برابر اين گونه آزادى وى در خطاكارى وجود داشته باشد ، و اين تفسير معارضهاى با حديث امام و نيز گفتههاى مفسران ندارد ، چرا كه تكذيب خود مقدمه و مصداقى از فجور است . و در ميان مفسّران تنها رازى اشارهاى به اين گونه تفسير كرده و گفته است : هر كس به
هامش
( 11 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 406 .
( 12 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 395 .
( 13 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 318 .