تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ
- آرى ، توانايى آن را داريم كه انگشتان او را چنان كه شايسته است بسازيم . » از سعيد بن جبير روايت شده است كه گفت : از ابن عباس درباره اين آيه پرسش كردم و او گفت : اگر بخواهد ، مىتواند به شكل سپل شتر يا سم قاطر درآورد . . . ولى آن را به صورت آفريده‌اى نيكو و زيبا مىآفريند ، « 9 » و از او است كه گفت : آن را كف دستى بدون انگشتان قرار دهيم ، « 10 » و آنچه نزديكتر به ذهن است اين كه تسويه در اين جا به معنى آفريدن كامل است ، بدان گونه كه انگشتان به خلقت و كمال نخستين خود ، پس از مردن و به صورت خاك بدل شدن ، باز گردند ، و اين پاسخى است به شك انسان درباره قدرت خدا بر فراهم آوردن استخوانهاى پراكنده شده و پوسيده ، يعنى اين كه خدا نه تنها بر اين كار قادر است ، بلكه مىتواند بر آن گوشت بپوشاند و زندگى را به آن باز گرداند . و از آن جا كه / 138 دو دست از خصوصيات تمدن بشرى است ، انگشتان وجه تمايز دست در نزد انسان است كه با دقت و نيرو و زيبايى خاص ساخته شده است ، مخصوصا آن انگشتان كه نقش بزرگى در زندگى انسان ايفا مىكنند . بعضى اين آيه را پيشگويى از يك حقيقت علمى در نظر گرفته‌اند كه از آن در قانون جنايى استفاده فراوان مىشود ، و آن تفاوت داشتن خطوط از سر انگشتان در انسان است كه تا مقدارى امتداد پيدا مىكند ، و خود موضوع علم مستقلى موسوم به علم انگشت‌نگارى شده است كه مقامات امنيتى از آن در مبارزه با تبهكاران و شناسايى آنان استفاده مىكنند . و تعبير خدا در آيه سوم به صورت « نجمع عظامه استخوانهاى او را جمع مىكنيم » ، ما را به اين نكته متوجه مىسازد كه انسان ، با وجود تبديل صورت پيدا كردن پس از مرگ و به شكل خاك درآمدن ، به عدم و نيستى تحول پيدا نمىكند ،
هامش
( 9 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 287 . ( 10 ) - همان جا .