تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
دهد ، هيچ دليلى براى لزوم وجود داشتن نفس لوّامه نمىتوانستيم اقامه كنيم . و به همين سبب كفر ورزيدن آدمى به آخرت با وجود نفس لوّامه در او ، ناپسنديده و دليل بر گمراهى آشكار آدمى است كه از اين آيه استنباط مىشود :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
- آيا انسان چنان مىپندارد كه ما استخوانهاى او را فراهم نمىآوريم ؟ » كسى كه موارد به كار بردن كلمه « حسب » در صيغه‌هاى مختلف آن در در قرآن تتبع كرده باشد ، مىداند كه آن به معنى گمان و پندار بى اساس است ، و اين بدان معنى است كه شك كردن انسان در خصوص آخرت هيچ / 137 دليل و برهانى ندارد ، و از آرزوهاى واهى و بى معنى و خيال دور برخاسته است ، چنان كه آيه حكايت از آن مىكند كه مشكل انسان در بى ايمانى نسبت به خطايش نيست ، چه اگر به آن در مقابل مردم اعتراف نكند ، نمىتواند از آن در برابر محكمه ضمير بگريزد ، بلكه مشكل او كفر ورزيدن به حقيقت دوم يعنى قيامت است كه به معنى بعث و حساب و جزا است ، و اين بدان سبب است كه نمىتواند حقيقت بازگشت به زندگى را پس از مردن و به صورت پاره‌هاى از هم جدا و استخوانهاى پوسيده در آمدن و با گذشت زمان صورت خاك پيدا كردن ، فهم كند . ريشه اين تصور را هنگامى به دست مىآوريم كه درباره جهل آدمى به قدرت پروردگارش كه حد ندارد ، و به شؤون آفريدگان و از جمله مردگان را از گورها بيرون آوردن و به آنان جان تازه بخشيدن از طريق قياس آن با قدرتهاى محدود آدمى قيام كردن به بحث بپردازيم ، بى آن كه از اين امر آگاه باشيم كه كاينات عظيمى از كوه‌ها و دره‌ها و درياها و دشتها و آسمانها و كهكشانها و . . . كه خدا آفريده ، مقياسهاى ديگرى دارد كه با مقياسهاى شخصى قابل مقايسه نيست ، لذا هنگامى كه خود را ناتوان از جمع و فراهم كردن استخوانهاى مردگان مىبيند ، چنين كارى را ناشدنى تصور مىكند ، ولى اگر پروردگار را چنان كه شايسته است بشناسد ، ايستار و تصور او دگرگون مىشود ، و به آخرت ايمان مىآورد و اين گفته پروردگارش را تصديق مىكند كه :