تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
مىگويد : « من المصلين » . . . آشكار است . پس مصلّين ( نمازگزاران ) خود يك خط و حزب و رهبرى است ، و وابسته به آن نبودن شخص را مستوجب سقر مىسازد . . . و از اين انديشه به آن هدايت مىشويم كه تماشاى مبارزه ميان حق و باطل در اجتماع بدون وابسته بودن به طرف حق مسأله‌اى است كه اسلام آن را طرد كرده است . با وجود آن كه كافران و مشركان به اصول دين كفر مىورزند ، خدا به كفر ايشان نسبت به نماز كه يكى از فروع دين است همچون يكى از گناهان بزرگ اشاره مىكند و چرا ؟ ! بدان جهت كه نماز ستون / 110 دين است ، و بدان سبب كه كافران براى فروع نيز در معرض محاسبه قرار مىگيرند ، پس قانون يكى است و در آن فرقى ميان كافر و مؤمن وجود ندارد . دوم : خوراك نرساندن به مسكينان .
وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ
- و درويش را طعام نداديم . » مسكين نيازمندتر از فقير است ، براى اين كه او كسى است كه فقر وى را ساكن ساخته و قوت روز خود را مالك نيست ، و يارى كردن به اين طبقه از مردم واجب شرعى انسانى و اجتماعى است كه اسلام ، همچون عقل و عرف ، آن را واجب كرده است ، پس در آن هنگام كه تنگدستى فردى به حد ضروريات نخستين همچون خوراك لازم براى زنده ماندن مىرسد ، جامعه در برابر خدا براى رفع نيازمندى او به هر طريق ممكن مسئوليت دارد و مورد بازخواست واقع مىشود . اسلام اين اصل را در نظام اقتصادى و تشريعهاى جنايى و قضايى خويش منعكس ساخته ، و مجازات سرقت را از كسى كه حاجت ضرورى او را به آن برانگيخته جامعه او از اداى مسئوليت خود در برابر وى تخلف ورزيده ، برداشته ، و مطالعه احوال شخصى و اوضاع و احوال اجتماعى و اقتصادى را جزئى از نظام قضايى خود در اجتماع قرار داده است . و آيه آن گاه بيشتر در ما مؤثر مىشود كه ما را در ضمن سياق آن ( صفات مجرمان ) به دور تر از اين مىرساند ، و آن هنگامى است كه انسان بى اعتناى به مسئوليت در برابر فقيران و مسكينان ( فردى و