تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
اجتماعى ) را نيز مجرم مىشمارد ، بدان سبب كه گناه پرداختن ، به دزدى و تبهكارى در زير فشار نيازمندى و گرسنگى بزرگتر از گناه توانگران براى رفع نيازمنديهاى ضرورى او نيست . / 111 ثالثا : همراه با جريان به پيش رفتن .
وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ
و با خداوندان باطل در باطل پيش مىرفتيم . » قتاده گفت : هر وقت گمراهى به گمراهى براى درآمدن به باطل مىپرداخت ، ما نيز با او به گمراهى مىپرداختيم ، يعنى ما نيز جانهاى خود را با درآمدن در باطل همچون آلوده شدن كسى بر اثر فرو رفتن در يك مايع آلوده مىساختيم ، پس چون همراه با كسى كه تكذيب حق مىكند بيرون مىآمدند و در گفتار پيروى از ايشان مىكردند ، فرو رفته و آلوده همچون ايشان در باطل بوديم ، « 117 » و ابن زيد گفته است كه : با پردازندگان در امر محمد ( ص ) خوض مىكرديم كه اين گفته آنان بود : دروغگو ، ديوانه ، جادوگر . . . « 118 » استقلال از مهمترين هدفهاى انسان در زندگى است ، بدان روى كه محتوى توحيد است ، و جوهر بندگى خدا ، و گزيده آزادى انسان . . . و لذا خوض با پردازندگان به امر محمّد ، و همراه با جريان غالب تا آن جا كه پيش رود بيش رفتن ، جرم بزرگى است كه آدمى در حق نفس خويش مرتكب مىشود ، و همچنين از مصداقهاى شرك به خدا محسوب مىشود كه در نزد خدا مستوجب سخت‌ترين شكنجه و عذاب است ، زيرا كه عاملى اساسى از عوامل خطاى انسان و انحراف و گمراهى او محسوب مىشود . « 119 » رسالتهاى خدا انسان را به ذات خويش و شناختن كرامتى كه در نزد خدا
هامش
( 117 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 386 . ( 118 ) - فتح القدير ، ج 5 ، ص 333 . ( 119 ) - از نقش حس توافق اجتماعى منفى ، در كتاب « منطق اسلامى ، اصول و روشهاى آن » ، ص 40 - 219 سخن گفته‌ايم .