حد برسد ، از هر آزمايش و فتنه رهايى يافته است ، زيرا كه ، به گفته امام زين العابدين ( ع ) : « شكها و گمانها فتنهها را بارور مىكنند ، و صفا و پاكى عطيهها و بخششها را تيره و تار مىسازند » . « 90 »
وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
- و تا كسانى كه در دلهاى ايشان بيمارى است . » يعنى منافقان و سست ايمانان ، كه ايمان ايشان آميخته به شك و ترديد و شرك است ،
وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا
- و كافران بگويند كه خدا از آوردن اين مثل چه مقصودى داشته است ؟ » در يك سخن : حكمت نهفته در ياد كرد از شماره نوزده ، آزمودن مردمان است تا آن كس كه به / 95 غيب ايمان آورده است اين را بداند و درجهاى بر درجات ايمان او افزوده شود و به ترازى از يقين برسد كه هيچ شكى با آن همراه نيست ، و منافق و كافر به غيب نيز بداند و بر شك و گمراهى او افزوده شود . و همين حكمت در ديگر شرايع و مقررات دين نيز مشاهده مىشود .
اشاره قرآن به پرسش كافران و بيماردلان :
ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا
نادانى و دامنه گمراهى و روش استهزايى ايشان را به آيات الاهى آشكار مىسازد ، چه هدف ايشان جستجوى حق نيست ، بلكه تنها پرسيدن است همچون راهى براى فرار كردن از مسئوليت ايمان ، و به شك انداختن خودشان و مؤمنان به حق ، چه ايشان در آن هنگام كه در درستى قول خدا درباره شمار اصحاب دوزخ ترديد دارند ، از غيب بىخبرند ، و نمىتوانند آن را انكار كنند ، بدان سبب كه دليلى براى نادرست بودن آن ندارند . و به همين سبب است كه از چيزهايى در پشت اين حقيقت پرسش مىكردند ، و اگر قرآن راز اين عدد را براى ايشان آشكار مىكرد ، به ساختن پرسشى ديگر مىپرداختند و . . .
هامش
( 90 ) - الصحيفة السجادية ، مناجاة المطيعين .