مهم است اين كه انسان متذكر پروردگار خويش و حقايق غيبى شود ، نه اين كه به مجادله در الفاظ بپردازد ، امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) ما را از آتش بيم داده و يك صفت از خازنان دوزخ را بيان كرده و گفته است : « و بدانيد كه اين پوست نازك را بر آتش سوزان شكيبايى نيست ، پس بر خويشتن رحمت آريد ؛ شما كه ( توان ) خود را در مصيبتهاى اين جهان آزموديد ، آيا نديديد كه از خارى كه بر يكى از شما خلد ، چگونه زارى كند ؛ و يا به سر در افتادگى كه خونالودش كند ؛ و يا ريگ تفته كه او را بسوزاند ؟ تا چه رسد به اين كه در ميان دو طبقه از آتش بود سوزان ، همخوابه او سنگ ، و همنشينش شيطان ؟ آيا مىدانيد كه چون مالك بر آتش دوزخ همخوابهء او سنگ ، و همنشينش شيطان ؟ آيا مىدانيد كه چون مالك بر آتش دوزخ خشم آرد ، برخى از آن برخى ديگر را خرد كند و بيوبارد ؛ و چون بانگ بر آن زند ميان درهاى دوزخ بر جهد از آزارى كه دارد ؟ . . . پس خدا را ، خدا را ، اى گروه بندگان ! حال كه سالم و تندرستيد نه بيمار ، و در گشايش هستيد نه در تنگى دچار ، در گشودن گردنهاى خود بكوشيد ، پيش از اين كه آنچه در گرو است بگيرند » . « 91 »
/ 97
[ سوره المدثر ( 74 ) : آيات 32 تا 56 ]
كَلاَّ وَ الْقَمَرِ ( 32 ) وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ( 33 ) وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ ( 34 ) إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ ( 35 ) نَذِيراً لِلْبَشَرِ ( 36 )
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ( 37 ) كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ( 38 ) إِلاَّ أَصْحابَ الْيَمِينِ ( 39 ) فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ ( 40 ) عَنِ الْمُجْرِمِينَ ( 41 )
ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ( 42 ) قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ( 43 ) وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ( 44 ) وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ ( 45 ) وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ( 46 )
حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ ( 47 ) فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ ( 48 ) فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
هامش
( 91 ) - نهج البلاغة ، خ 183 ، ص 267 .