ماده كانى را از حيث طلا يا جز آن بودن آشكار مىكند ، در صورتى كه همين آيه و آنچه از حقيقت مؤمنان كه آشكار مىسازد ، درجه بالايى از ايمان است از لحاظ يقين و تسليم به آيات و وعدههاى خدا كه به آن دسترس پيدا مىكنند .
لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
- تا كسانى كه به ايشان كتاب ( تورات ) داده شده است ، به يقين برسند . » گفته شده كه مقصود از آن كسان جهودان و ترسايانند ، و سبب يقين پيدا كردن ايشان اين است كه در كتاب تورات / 94 و انجيل ايشان شماره فرشتگان سقر ذكر شده است ، و از اين راه قرآن ايشان را مىخواند كه به يقينى بودن نزول قرآن از جانب خدا گردن نهند ، و نزديكتر حمل كردن معنى بر آن علمايى است كه رسالت خدا را حمل مىكنند ، يا كسانى كه به ايشان كتاب عطا شده است ، و كتاب در اين جا به معنى علمى است كه در آن ثبت شده است . و از آن روى بايد يقين كنند كه آنچه آيه براى ايشان مطرح مىسازد ، براى ايشان حقيقتى تازه از غيب را آشكار مىسازد كه مىبايستى بر ايمان ايشان بيفزايد ، از آن جهت كه با هر حقيقت از غيب كه به آن ايمان دارند ، سبب بالا رفتن درجهاى براى ايشان در نردبان يقين است .
وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً
- و ايمان كسانى كه ايمان آوردهاند افزوده شود . » چرا كه مؤمن ، هر اندازه كه بر چيزى از غيب آگاهى حاصل كند ، معرفتش بدان به همان گونه تكامل پيدا مىكند ، و شك نيست كه اين گونه معرفت اثر روحى خود را در شخصيت او منعكس مىسازد ، و در نتيجه بر ترس او از خداوند متعال و بر ايمان او و عمل به احكام و شرايع وى افزوده مىشود .
وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ
- و كسانى كه كتاب ( خدا ) به ايشان داده شده شك نخواهند كرد . » يعنى به مرتبهاى از ايمان برسند كه شكى با آن همراه نباشد ، و اين از درجات بسيار بالاى ايمان است ، زيرا كه اندكى از مؤمنان كسانى هستند كه مىتوانند دلهاى خود را از رسوبهاى شك و ترديد پاك كنند ، و چون كسى به اين