تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
( 49 ) كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ ( 50 ) فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ ( 51 ) بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً ( 52 ) كَلاَّ بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ ( 53 ) كَلاَّ إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ( 54 ) فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ ( 55 ) وَ ما يَذْكُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ( 56 ) / 98

هر كسى در گرو آن چيزى است كه به دست آورده

رهنمودهايى از آيات :

« كلّا هرگز » . . . با اين ردّ قاطع و عنيف ، قرآن با سخنان باطل و بيهوده كافران درباره وحى رو به رو مىشود كه به گمان ايشان سحر و جادويى آموخته شده است ، و چيزى بيش از سخنان آدميزادگان نيست ، و ما را به سه گونه از آيات الاهى در طبيعت متوجه مىسازد كه يكى از آنها ماه است ، و ديگرى پشت كردن شب ، و سومى دميدن سپيده صبح . پس در آن هنگام كه شخص در اين آيات به تدبر مىپردازد ، آن حقيقت بزرگ بر وى آشكار مىشود كه اين آيات راهنماى به آن است ، يعنى حقيقت توحيد و يكتاپرستى ، بلكه آنها را همچون گواهيهايى راهنماى به ايمان آوردن به رسالت پيامبر اسلام مىيابد . . . و چنان است كه گويى اينها بر او آيات سه گانه ( 35 و 36 و 37 ) از سوره مدّثّر را مىخوانند . و بدين گونه قرآن را در بسيارى از آيات آن چنان مىيابيم كه ميان تفكر درباره طبيعت و ايمان به حقّ نازل شده در كتاب ارتباطى برقرار مىكند ، و از آن روى چنين است كه قرآن از سنتهاى خدا در آفريدگان سخن مىگويد ، و كاينات آيات الاهى نازل شده در قرآن