تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
ابن سينا ، علمى مدنى است ، اما بر خلاف سياست مدن ، كه علمى معطوف به كليات آراء افعال مشترك بين شهرها و امت‌ها است ، فقه ويژه عقل عملى در جوامع دينى و مدن متشرع ، در شرايط فقدان يا غياب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و ائمه ابرار عليهم السّلام است « 1 » ، وى در سه اثر مهم خود به بحث از علم مدنى و حكمت عملى پرداخته است ، در « التنبيه على سبيل السعادة » ، علم را به نظرى و عملى و سپس فلسفه عملى را به اخلاق و سياست تقسيم كرده و دركى مدنى از اخلاق ارائه مىدهد ، او در اين كتاب بر علم مدنى به معناى خاص كه جزئى از فلسفه عملى است ، نظر دارد ، فارابى از يك سو فلسفه سياسى ( علم مدنى خاص ) را در استقلال حكمت عملى طرح مىكند و از سوى ديگر ، دانش غير فلسفى نظير فقه و كلام را زير مجموعه ( علم مدنى عام ) قرار مىدهد ، فارابى به اين ترتيب بر يكى از مهم‌ترين مختصات دانش سياسى در تمدن اسلامى پاى فشرده و با خارج كردن علم سياست از قلمرو انحصارى فيلسوفان بر خصلت سياسى فقه و كلام اسلام ، آنچنانكه در قرن چهارم رواج داشت تأكيد نمود « 2 » ، فارابى به طور كلى شرع را قرينه عقل و دين را شبيه فلسفه مىداند و با نظر به اينكه ، شريعت ، ملت و دين ، اسم‌هاى مترادفند ، ملت را مركب از دو جزء آراء و افعال دانسته و سپس به مقايسه ملت و فلسفه مىپردازد ، « پس ملت فاضله شبيه
هامش
( 1 ) - فارابى ، الملة و نصوص اخرى ، تحقيق محسن مهدى ، بيروت : دار المشرق ، 1968 ، ص 5 . ( 2 ) - همان ، ص 64 .