تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
مىسازد به اين كه اولا حدود هر چيزى كه واضع شريعت تصريح كرده است با بررسى ، تعريف و تحديد حدود و اصول آنچه كه واضع شريعت آنها را تعريف كرده و حدود آنها را مشخص كرده و بيان و تصريح شده‌اند ، استنباط و تشخيص دهد ، ثانيا احكام صحيح هريك از اين‌گونه موضوعات را بر طبق غرض ، مقصد و مقصود واضح شريعت ، آن هم براساس آن ملت و شريعتى كه آن شريعت براى آن ملت و جامعه دينى ، مدنى و سياسى تشريح كرده است به دست آورد « 1 » . دانش سياسى يا علم مدنى در انديشه معلم ثانى معناى گسترده‌تر از تعريف ارسطو در علم السياسة دارد ، به نظر فارابى علم مدنى / دانش سياسى در تمدن اسلامى خاستگاهى دوگانه دارد ، زبان‌شناسى و منطق ، دانش سياسى منبعث از زبان‌شناسى ناظر به جزئيات آراء و افعال ارادى مسلمانان به عنوان ملتى خاص است كه فارابى با تأسى به اصطلاحات رايج زمان خود آن را « فقه » يا « فقه مدنى » مىنامد « كلام في الملة و الفقه مدنى » « 2 » اما دانش سياسى مبتنى بر منطق يا علم مدنى به اصطلاح فلاسفه ، كه جزيى از فلسفه عملى است ، با توجه به ساختار پژوهشى كه فارابى درباره منطق بيان مىكند ، به احصاء افعال و علائق ارادى « كلى » مىپردازد ، فقه در انديشه معلم ثانى ، همانند فلسفه سياسى يا سياست مدن در تعريف
هامش
( 1 ) - همان ، صص 69 - 70 . ( 2 ) - همان ، صص 15 - 14 .