پرداخت و در همين راستا با استفاده از اين مدل ، جايگاه فقه سياسى در انديشههاى آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه را توضيح مىدهيم .
ابو نصر فارابى ( 255 - 339 ه ق ) نخستين انديشمند اسلامى است
كه در اثر مشهور « احصاء العلوم » به تقسيمبندى دستگاه علم در دوره ميانه پرداخت كه ساخت عمومى آن با توجه به كليّات اجتماعى اين دوره ، تا اندازهاى ، پيشاپيش شناخته شده بود . معلم ثانى ، هرچند به اقتضاى ارسطو ، اما با توجه به زمينهها و شرايط امكان اين دوره - و به طور ناخواسته - طرحى از طبقهبندى علوم و به ويژه حكمت عملى در انداخت كه جايگاه دانش سياسى و عقل عملى در دوره ميانه را به وضوح نشان مىدهد « 1 » ، هدف فارابى از طبقهبندى علوم صرفا شمارش تكتك علوم مشهور در زمان خود و معرفى اجمالى موضوع ، هدف و روش آنها به منظور تسهيل امر بر طلاب و دانش پژوهان آن دوره بوده است با اين حال ، روش فارابى در تربيت « احصاء العلوم » به گونهاى است كه نظم منطقى خاصى را تداعى مىكند و شايد به همين لحاظ است كه اين كتاب مبناى دانش نامههاى دوره اسلامى قرار گرفته است « 2 » ، از نظرفارابى ، علوم عملى در عين حال كه دانش است ، نوعى از ادراك و عمل نيز هست ،
هامش
( 1 ) - داود فيرحى ، قدرت ، دانش و مشروعيت در اسلام ، تهران : نشر نى ، 1378 ، ص 63 .
( 2 ) - ابى نصر فارابى ، احصاء العلوم ، تصحيح عثمان محمد امين ، مصر : مطبعة السعادة ، 1931 ، ص 7 .