تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
فلسفه است و هم چنان كه فلسفه دو بخش نظرى و عملى دارد ، نظرى و فكرى آن چيزى است كه شناخت آن توسط انسان ، او را قادر به عمل به آنها نمىكند ، ولى عملى امورى است كه شناخت آنها انسان را قادر به عمل مىكند ، ملت نيز چنين است ، بخش عملى ملت همان است كه كليات آن در فلسفه عملى است ، زيرا ، آنچه در قسم عملى ملت مندرج است ، همان كليات ( فلسفه عملى ) است كه مقرر و مقيد به شرايط خاص شده است ، چون هر امر مقيد به شرايط ، اخص از آن چيزى است كه مطلق و بلا شرط مىباشد ، لذا همه شرايع فاضله ( به گونه‌اى ) تحت كليات ملحوظ در فلسفه عملى قرار دارند ، به همين قياس ، آراى نظرى كه در ملت بدون برهان اخذ شده‌اند ، همان‌هايى هستند كه دلايل برهانى آنها در فلسفه نظرى بررسى مىشود « 1 » فارابى با تكيه بر مبناى مهمى كه در فقره بالا تأسيس نمود ، فقه را نيز به دو جزء آراء افعال تقسيم مىكند و آنگاه به تفصيل از وظايف فقيه در قلمرو شناخت افعال سخن مىگويد « 2 » ، به نظر او لازم است فقيه به همه افعالى كه توسط واضع شريعت تصريح و تحديد شده و شامل قول و فعل شارع است ، آگاه و عالم باشد ، ناسخ و منسوخ آنها را بشناسد ، همه قواعد زبان شناختى زبانى را كه خطاب‌هاى رئيس اول ( شارع ) در قالب آن بوده ، و نيز عادات اهل زمانه در كاربرد لغات
هامش
( 1 ) - ابو نصر فارابى ، پيشين ، صص 47 - 46 . ( 2 ) - همان ، صص 51 - 50 .