را انتخاب خواهم كرد . . . » « 1 »
لازم به ذكر است كه آيت الله حائرى وقتى به قم آمدند از آيت الله گلپايگانى هم درخواست كردند كه به شهر قم هجرت كنند و ايشان هم در تمام مراحل زندگى دينى و سياسى ، در كنار مؤسس حوزهى علميهى قم حضور داشتند .
محتواى سند بالا نشان از مخالفت آيت الله حائرى نسبت به طرح آزمونگيرى از طلاب دارد ؛ اگرچه بعدها اين آزمونگيرى به خاطر اسبتبداد رضاخانى و براى حفظ نظام حوزه و مصالح دين تحت نظارت وزارت معارف قرار گرفت ، ولى باز اين طرح با اجازهى ايشان انجام مىگرفت و طلاب نيز ناگزير در اين آزمون شركت مىكردند . دربارهى اين طرح ، آيت الله گلپايگانى در يكى از جلسات درس خارج مىفرمايند :
« . . . در زمان مرحوم آقا شيخ عبد الكريم . . . از طرف آموزش و پرورش خواستند امتحاناتى از طلاب به عمل آورند ، آقاى شيخ عبد الكريم نيز قبول كرد . » « 2 »
در كنار آزمون طلاب ، آزمون مدرسان نيز برگزار مىشد كه از طريق آن اساتيد شايستهتر برگزيده شده ، مجوز تدريس مىگرفتند و افرادى كه در آزمون موفق نمىشدند حق تدريس نداشتند . « 3 »
به طور كلى طلاب در اين آزمونها شركت مىجستند تا اولا از سوى رژيم خلع لباس نگردند ، ثانيا از اعزام به خدمت نظام وظيفه رهايى يابند و از همه مهمتر آنها تنها راه حفظ و ادامهى تحصيل و فعاليتهاى اجتماعى ، مذهبى را در اين مىدانستند . بدين ترتيب طلاب و روحانيون در شرايط دشوارى قرار گرفتند . از يك سو نمىخواستند از لباس روحانيت جدا شوند و از سوى ديگر تحت فشار بودند كه يا در آزمون شركت نموده ، مجوز لباس پوشيدن و تحصيل علوم دينى دريافت نمايند يا خلع لباس شده ، مانند ساير مردم لباس متحد الشكل بپوشند . رژيم محمد رضا وقتى روى كار آمد بر ادامهى كار پدرش تأكيد نمود و آزمونگيرى از طلاب را به عنوان يكى از راههاى آسان
هامش
( 1 ) . عليرضا كريمى ، رژيم شاه و آزمونگيرى از طلاب ، مركز اسناد انقلاب اسلامى ، تهران 1374 ، ص 12
( 2 ) . على رضا كريمى ، پيشين ، ص 13 و نيز ر . ك : اسناد مربوط به آزمونگيرى
( 3 ) . ر . ك : روزنامهى اطلاعات ، سال 1309 ، شمارهى 1020 و 1021