پيامهاى رهبران نهضت اسلامى بعد از انقلاب هم مشهود مىباشد . به هر حال يكى از مهمترين دلايل مخالفت وى با آزمونگيرى اين بود كه اگر چنين روشى اتخاذ شود اساس حوزه به خطر مىافتد ؛ لذا خود به دولت پيشنهاد مىكند كه بگذاريد خودمان آزمونگيرى را اجرا كنيم و دولت فقط آن را به رسميت بشناسد « 1 » و براى اينكه حساسيت ايجاد نشود به رژيم اعلام مىدارد كه مخالفتى با دستگاه ندارد ، اما با اين حال در تماس با وزير آموزش و پرورش دلايل مخالفت خود را چنين بيان مىكند :
« . . . شما نبايد در اين مورد دخالتى داشته باشيد ؛ چون درس شما براى ساختن هواپيما و خيابانسازى و غيره به كار مىرود ، ولى درس ما براى زنده نگاه داشتن روح مردم مسلمان است . در اين صورت درس ما با درس شما غير قابل مقايسه است . » « 2 »
و در جاى ديگر مىفرمايند :
« . . . برايمان مقدور نيست كه در حضور يك خانم كارمند آموزش امتحان دهيم . » « 2 »
و در زمانى ديگر چنين بيان مىكنند :
« برخى از آنان نماز نمىخوانند و فكر آنان با فكر حوزه تفاوت دارد پس چگونه آنها صلاحيت دارند از ما آزمون بگيرند . » « 4 »
علاوه بر اينها آيت الله گلپايگانى نامهاى خطاب به شاه مىنويسد و در آن به برگزارى آزمون دولتى اعتراض كرده ، مىگويند :
« . . . چگونه است كه گواهى اساتيد دانشگاهها و دانشكدهها كه از بودجهى دولتى تغذيه مىشوند نياز به نظارت وزارت آموزش و پرورش ندارد و گواهى اساتيد حوزههاى علميه كه هيچ توقع مادى از دولت ندارند و در نظر تمام مقامات
هامش
( 1 ) . همان ، ص 35
( 2 ) . همان ، ص 36
( 3 ) . همان
( 4 ) . همان