به نظر ما مهمترين علل غربزدگى و شرقزدگى يكى است ، و در ريشه مشترك است ، برخى از اين علل اقتصادى و برخى عقيدتى و برخى سياسى و برخى اجتماعى است و برخى هم به غرايز مربوط مىشود ؛ و اينك توضيح مطلب :
الفاروپا در اصل الفباى تمدّن را از مسلمانان اخذ كرد ، و با عقيدهيى كه در طول قرنها شكست و عقبافتادگى در برابر دنياى اسلام داشت به خودسازى پرداخت ، و بويژه در ماديّات و صنايع بسيار كوشيد و پيشرفت ؛ سير صعودى غرب در كسب قدرتهاى مادّى و پيشرفتهاى صنعتى همراه با سير نزولى دنياى اسلام و انحطاط همهگير اين سوى جهان بود ؛ و همين عقبماندگى و تنزّل و نياز جوامع اسلامى در ماديات و صنعت به غرب ، موجب خودباختگى جوانان ما شد و غربزدگى معنايى جز همين خودباختگى ندارد .
امّا همچنانكه گفتيم در طول چند دهه ، سوغاتهاى تمدّن غرب كه چيزى جز استثمار ، بىبندوبارى ، تجاوز و تعدّى ، دنياپرستى و بىخبرى از معنويت انسان ، بهرهورى يكدسته و محروميت ديگران و نتيجتا شكاف طبقاتى و . . . نبود موجب شد كه غربزدگان وازده شدند و از غرب سرخوردند و نه تنها سرخوردند كه عقدهى بزرگى نيز پيدا كردند . . .
از سوى ديگر مكتب سوسياليسم كه مدّعى طرفدارى از كارگر و رنجبر و مبارزه با استثمار بود ، به جهت تباهى نظام اجتماعى غربيان در غرب ظهور كرد و در قسمتى از شرق به زور سرنيزه حاكم شد ؛ واخوردگان از غرب در جوامع ما و جوانان عقدهمند از فجايع غربى ، اين پير زال را عروسى فريبنده پنداشتند ، و آن را گمشدهى خويش گمان كردند ، و تحت تأثير تبليغات كوركنندهى سوسياليستى
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٢