تأسيس واحدهاى اقتصادى است ؛ مثل بهرهبردارى از ثروتهاى طبيعى نظير آب ، زمين ، معدن ، مباحات اوليه ، و مثل استفاده از تجارات داخلى و خارجى بطور انحصارى يا به صورت شركت و مقاطعه و نظاير اينهاست ، زيرا در مباحث قبلى گفتيم كه همهى ثروتهاى طبيعى متعلّق به دولت است ، بنابراين دولت مىتواند استفادهى ديگران از آنها را ممنوع سازد و در انحصار خود قرار دهد ، چنان كه با استفاده از حق حكومت مىتواند تجارات خارجى و حتى داخلى را انحصارى اعلام نمايد .
بديهى است كه از اين طريق نيز امكانات مالى چشمگيرى براى دولت حاصل مىشود .
آنچه ذكر شد خلاصهيى است از مالكيت دولت و راههاى مالكيت او و امكانات مالى و بهرهبرداريهاى اقتصادى او .
اينك در پايان اين رساله لازم مىدانيم برخى علل عمده و چشمگير گرايش نسل جوان را به مكتب سوسياليسم ، به اختصار ذكر كنيم :
به عنوان مقدّمه بايد ياداور شويم كه جوانان ما قبلا ؟ ؟ ؟
عجيبى به غرب داشتند ، تا آنجا كه براى جامعهى ما و بويژه براى قشر جوان واژهى « غربزده » به كار مىرفت ؛ و « غربزدگى » مثل آفت زدگى براى ميوه ، آفت بزرگ زندگى جوانان ما محسوب مىشد ، و براستى نيز چنين بود زيرا لازمهى غربزدگى تقليد كوركورانهى آنان از غرب بود كه براى عقل و شخصيت و آزادى بلاى بزرگى است ، و حتّى كار شيفتگى آنان در برابر غرب از تقليد گذشته بود و مىتوان گفت به خودباختگى و منابها و محاكات كشيده بود ، و رفتارشان نه تقليد و اقتباس بلكه دقيقا « ضد اقتباس » مىبوده
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٠