هاملاك سلطنتى و دولتى منقول و غير منقول ، يعنى اگر مسلمانان مملكتى را فتح كنند ، آنچه متعلق به دولت آن مملكت بوده به حكومت اسلام انتقال پيدا مىكند .
وارث افرادى كه وارث ندارند يا از نظر اسلام ممنوع از ارث شدهاند ( مثل افرادى كه به جهت كفر و ارتداد از ارث محروم شدهاند )
زهرچه مالك معيّن نداشته باشد ، مثل « مجهول المالك » و « لقطه » و عمدهى آن زمينهاى نيمهآباد است كه صاحب ندارد ، و در روايات « خربه » ناميده شده است ، و شامل شهرها و روستاهايى كه در اثر سيل يا زلزله مردم آن نابود شدهاند يا كوچ كردهاند و فعلا مالك معينى نداشته باشد ، مىشود .
و زمينهايى كه صاحب ندارد ، مثل جزيرهها كه در روايات بر آنها چنين اطلاق شده : « كل ارض لا ربّ لها » ( هر زمينى كه صاحب ندارد ) .
حاراضى و چيزهاى ديگرى كه با مصالحه به مسلمانان واگذار شده باشد ، مثل « فدك » و برخى از اراضى خيبر و اراضى اهل جزيه .
طاراضى آباد بالاصاله ( كه به خودى خود ابادند و كسى روى آن كارى انجام نداده ) مثل نيزارها ، جنگلها و جزيرههاى آباد .
صاحب وسائل روايات انفال را در كتاب زكات جلد 6 وسائل در ابواب انفال ذكر كرده و اين 9 قسمت ثروت به خوبى از آن روايات استفاده مىشود .
4 - راه ديگر براى مالكيت دولت ، امكانات حكومت در
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٩