كه چون بهداشت ترقى كرده پس روزه لازم نيست ! ! و بالاخره دين را فقط براى آباد ساختن دنيا مىدانند و مىپندارند دين فقط براى سامان بخشيدن به اقتصاد مردم آمده است ، با اين طرز فكر است كه گاهى مىبينيم مىگويند : دل پاك باشد نماز مهم نيست ! با ظلم مبارزه كن ، دين فقط همين است ! شكاف طبقاتى را از ميان بردار كه سرلوحهى اسلام است ! و . . .
با همين عناوين به ماركسيسم تمايل پيدا مىكنند ، حتى به نام اسلام ، كتاب ماركسيسم اسلامى مىنويسند ، مكتب مىسازند ، تبليغ مىكنند و . . . !
ما نمىگوييم نسل جوان بايد در دين اظهار نظر نمايد ، زيرا اسلام دين تعقّل و تفكّر و اقتباس است ، اسلام كسى را كه تعقّل و اظهار نظر نداشته باشد گاهى از پستترين جنبدگان مىشمارد :
« انّ شرّ الدّواب عند الله الصّم البكم الذين لا يعقلون »
« 1 » ( همانا بدترين جنبندگان نزد خداوند ، افراد گنگ و كرى هستند كه تعقّل نمىكنند ) ، و در كلام امير مؤمنان عليه السلام نيز افرادى كه نه مىدانند و نه مىآموزند به حشرات تشبيه شدهاند : « الناس امّا عالم او متعلّم اوهمج » ( مردم يا عالم و يا متعلّم و يا چون حشرات سرگردان هستند ) .
بنابراين ما نمىگوييم از دين حرف نزنند بلكه مىگوييم با نداشتن علم دين چرا در دين دخالت مىكنند ، كسىكه در مسائل توحيد اسلام با پيچيدگيهايش ، و در مسائل اقتصاد اسلام با آن گستردگى و در مسائل اجتماعى و سياسى اسلام با دقائقى كه در آنست وارد نيست چرا به خود اجازه مىدهد مثل يك متخصّص اظهار نظر كند ؟ ! و شگفتآورتر آنكه گاهى متخصصين در اين فنون
هامش
( 1 ) - سوره انفال آيهى 22