« انفال » جمع « نفل » - به تحريكاست و معناى فارسى آن « زيادهها » است .
مثلا اراضى موات چون زائد بر زندگى و مالكيت مستقيم مردم است به آن « نفل » مىگويند ، ولى در واقع اراضى موات و ساير انفال از ثروتهاى مهم جامعه است و حيات جامعه بدان بستگى دارد .
از قرآن شريف به خوبى استفاده مىشود كه مالك انفال ، حكومت اسلامى است :
« يسئلونك عن الانفال قل الانفال للّه و الرسول »
« 1 » ( از تو در مورد انفال مىپرسند ، بگو انفال متعلق به خدا و رسول است ) .
مصاديق انفال در روايات پيشوايان معصوم ( ع ) چند چيز است :
الفاراضى موات كه در مباحث گذشته ذكر كرديم ، و گفتيم ساحلها و به تعبير روايات « سيف البحار » و سر كوهها ، و دامنهى كوهها و درهها ، و خلاصه هر زمينى كه آباد نيست و مالك شخصى ندارد و از آن جمله جزيرهها را نيز ، شامل مىشود .
بدرياها ( و به بيانى كه قبلا گفتيم دريا و آنچه در درياست ) و زمين موات و آنچه در آن است از انفال است .
جمعادن ، چه معادن آشكار ( معادنى كه در سطح زمين است مثل معدن نمك و سنگ و برخى خاكهاى قيمتى ) و چه معادن پنهان ( معادنى كه زير زمين و درون كوهها است مثل نفت و فلزّات و . . . )
داراضى كه بواسطهى سيطرهى مسلمين بدون جنگ بدست مسلمانان مىافتد و به آنها و نيز به آنچه به غنيمت گرفته شده « فيئ » مىگويند . ( فيئ يعنى سايه ، و به اينگونه غنائم فيئ گفتهاند چون مانند سايبان بر مسلمانان سايه افكنده است )
هامش
( 1 ) - سوره انفال آيهى 1