« فيما سقت السماء و الانهار العشر » « 1 » ( در آنچه بوسيلهى باران و نهرها آبيارى شود ، ده يك است ) . و مثل رواياتى كه مىگويد : « ان الله عزّ و جّل فرض للفقراء فى مال الاغنياء ما يسعهم و لو علم ان ذلك لا يسعهم لزادهم » « 2 » ( خداى متعال در مال ثروتمندان براى فقرا به قدر كه آنان در رفاه باشند واجب فرموده ، و اگر اين مقدار فقرا را چنان كه در رفاه باشند تأمين نمىكرد خداى متعال بيش از اين قرار مىداد ) .
خلاصه آنكه خمس و زكات مالياتى اسلامى و مربوط به حكومت است ، و هر دو به صورت مشاع و شركت در اموال مىباشد ؛ ولى ذيل آيهى خمس : « و اليتامى و المساكين و ابن السبيل » و نيز آيهى « انّما الصدقات للفقراء » - كه قبلا در مباحث گذشته از آن سخن گفتيمدر اين مطلب ظهور دارد كه نصف خمس متعلّق به « سادات » و زكات متعلّق به « عنوان فقراء » است ؛ ولى اگر دقّت شود در مىيابيم كه اين دو آيهى شريفه در مقام بيان مصرف است ، به اين معنا كه از جمله حكمتهاى جعل خمس و زكات رفاه « سادات فقير » و « فقراء غير سادات » مىباشد ، و شاهد بر اين مطلب آنكه در آيهى خمس « لام » در « يتامى » و « مساكين » و « ابن سبيل » تكرار نشده ، در حالى كه براى « اللّه » و « رسول » و « ذوى القربى » - اماملام ذكر شده است ، و نكتهى آن همين است كه « يتامىمساكينابن سبيل » براى مصرف تعيين شدهاند ، ولى « اللّهرسولامام » مالك هستند ( البته شخص مالك نيست و خدا و رسول و امام چون حاكم هستند مالك خمس مىباشند )
و در آيهى زكاتانما الصدقات للفقراء - هم شاهد بر اينكه حكومت مالك است نه اصناف هشتگانه ، آنكه در فقه اسلام قطعى و
هامش
( 1 ) - وسائل جلد 6 روايات باب 4 از ابواب زكات غلات
( 2 ) - وسائل جلد 6 روايات باب 1 از ابواب ما يجب فيه الزكوة .