و اردوگاههاى كار اجبارى مىخواست الغاء مالكيت را عملى سازد ولى ديديم كه كارگردانان نتوانستند ادامه دهند و ناچار با كمال شرمندگى مالكيت فردى را بطور متوسط پذيرفتند چنان كه تفاوت دستمزدها را نيز ناچار قبول كردند ! آرى ، قانونى مىتواند پياده شود كه با فطرت مخالف نباشد و قوانينى كه مباين با فطرت انسانى است دوام نخواهند آورد و به همين جهت كمونيستها بايد مطمئن باشند كه كارى از پيش نميبرند .
2 - چنان كه در مباحث گذشته گفتيم اقتصاد اسلام برپايه آزادى و حريت صحيح بناشده و پذيرش حريت اقتصادى در واقع احترام به شخصيت انسان است . اگر آزادى اقتصادى از انسان گرفته شود و در كسب و كار و مصرف و توزيع آزاد نباشد و بهرهى كارش به خودش تعلق نداشته باشد نه فقط به شخصيت و آزادى او ضربه زدهاند بلكه او را حيوانى فرض كردهاند كه بايد به قدر قدرت كار كند و به ميزان حاجت مصرف نمايد ! گذشته از آنكه الغاء مالكيت و آزادى اقتصادى با فطرت و خلقت انسان منافات دارد اصلًا سزاوار مقام انسانى انسان نيست كه با او همچون يك حيوان باربر رفتار شود .
براستى افراط مكتب سرمايهدارى غربى و تفريط مكتب سوسياليسم شرقى شگفتآور است ، در غرب مالكيت فردى براى گربهها و سگها پذيرفته شده و گاهى مىشود كه گربه يا سگى مليونر و ميلياردر مىشود و در كشورهاى كمونيستى انسان را حيوانى مىپندارند كه بايد به قدر قدرت كار و به مقدار حاجت مصرف كند ! !
3 - شكى نيست كه كار نيروى متراكم كارگر است ، و همچنانكه دست و پا و ساير اعضاى كارگر متعلق به اوست ، كار و بهرهى آن نيز به خودش تعلق دارد ؛ و سلب مالكيت فردى همچون سلب برخى از اعضاء بدن محسوب مىشود عجيب است كه سوسياليستها به اين موضوع
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٦