و بخل نورزيد و اينگونه آيات در واقع بيانگر نكاتى روانى و اجتماعى است و هيچ ربطى به اينكه مال متعلق به جامعه است نه فرد ندارد .
« پندار موهوم سرمايهداران »
و خرافىتر از ادعاها و انحرافاتى كه گذشته ، ادعائى است كه برخى پولپرستان دارند و براى خيال خرافى خود به آياتى نيز تمسك جستهاند كه هر مسلمان آگاهى را متأثر مىسازد . و براستى نيز جاى تأسف و تأثر است كه قرآن عزيز كتاب انسانساز خداى متعال چنين بازيچهى هوى و هوس مشتى غربزدهى سودجو و كور و كرانى سراپا جهل شود ! آنان گاهى اين آيه شريفه را ذكر كرده :
« واللهفضلبعضكم عليبعض فيالرزق »
« 1 » ( خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر در مال و روزى برترى داده است ) . . . و مىگويند فقر و غنى تقدير الهى است و خدا خواسته است كه برخى فقير باشند اگر خدا مىخواست به آنها هم عطا مىكرد ! !
اين پندار بىاساس را قرآن عيناً از برخى مترفين خرافهگو در صدر اسلام نقل مىفرمايد :
« واذاقيل لهم انفقوا مما رزقكمالله قالالذين كفرو اللذين آمنوا نطعم من لويشاءالله اطعمه »
« 2 » ( وقتى به آنان گفته شود از آنچه خداوند به شما عطا فرموده انفاق كنيد كافران به مؤمنان مىگويند آيا كسانى را اطعام كنيم كه اگر خدا مىخواست آنان را اطعام مىكرد )
قرآن كريم در آيهى « والله فضلبعضكم عليبعض » به يك نكته طبيعى اشاره مىفرمايد و آن اينكه مردم در استعداد و هوش و فعاليت يكسان نيستند پس ناچار درآمدشان نيز يكسان نخواهد بود . ولى اين قبيل آيات در مقام آن نيست كه بيان كند وظيفه مردم درحاليكه از نظر طبيعى مختلفند چيست ؛ البته در ذيل برخى از همين آيات وظيفه را نيز
هامش
( 1 ) . سورهى نحل آيه 73 .
( 2 ) . سورهى يس آيه 47 .