تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
تعيين فرموده است چنان كه در ذيل همين آيه مىفرمايد
« فماالذين فضلوا برادي رزقهم عليماملكت ايمانهم فهم فيه سواءافبنعمه‌الله يجحدون »
« 1 » ( ولى آنان از رزق خود بزيردستان نمىدهند تا در معيشت و زندگى مساوى شوند ، آيا اينان نعمت خدا را ناديده گرفته و كفران مىورزند ؟ ) . تمامى اين آيه شريفه دلالت دارد : الف - انسانها چون در استعداد متفاوت خلق شده‌اند بنابراين در بهره و درآمد نيز متفاوت مىشوند . ب - افرادى كه برترى دارند بايد از درآمد و سود خود به ديگران بدهند تا همه در رفاه باشند . ج - آنان كه بخل ورزند و موجب اختلاف طبقاتى در معيشت شوند به آنچه پروردگار جهان به آنان عنايت فرموده كفران ورزيده‌اند . پول‌پرستان گاهى هم به خرافه‌ى ديگرى متوسل مىشوند تا فقر فردى و اجتماعى را توجيه نمايند ؛ مىگويند بايد حتماً فقرائى باشند تا قوانين خمس و زكوه درباره‌ى آنان اجرا شود ! اين استدلالها براستى شگفت‌آور است ؛ درست به آن مىماند كه كسى بگويد قانون جهاد براى امضاء و تأييد كفر كافران تشريع شده است و طب با ميكروب و دانش با جهل ملازمه دارد ! اگر اسلام به تحصيل دانش توصيه كرده و براى آموزش طب تأكيد فرموده است بدان جهت است كه اسلام وجود جهل و ميكرب را مىپسندد و تأييد مىكند ! ! شگفتا كه حماقت كار برخى را به كجا مىكشاند ؟ ! و براستى اگر بشر توجيه‌گر شود مىتواند همه‌چيز را توجيه كند و بگفته‌ى يكى از بزرگان « اگر خدا نباشد همه‌چيز قابل توجيه است » ! قانون زكات امضاء فقر نيست بلكه كاشف از فقر است . حاكى از
هامش
( 1 ) . سوره‌ى نحل آيه 73 .